تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٠٢
۱۳۵۴.عطاء بن يسار گفت:مردى رسول عليه السلام را گفت: يا رسول اللّه ! مرا مادرى است، چون نزديك او خواهم شدن دستورى خواهم؟ گفت: بلى.
گفت: خدمت او مرا بايد كردن و هر روز چند بار برو رفتن بهر نوبت دستورى خواهم؟ گفت: آرى.
آن گه گفت: «شايد تو را كه در روى و او را برهنه بينى؟» گفت: نه. گفت: پس دستورى بخواه.
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۴، ص ۳۰)
۱۳۵۵.در خبر است كه ابو موسى اشعرى در سراى عمر خطّاب آمچرا توقّف نكردى. گفت: از براى آنكه از رسول شنيدم كه گفت: «سه بار چون دستورى خواهى و دستورى ندهند، برگردى».
گفت: اگر كسى را بيارى كه با تو اين شنيده باشد، و الاّ تو را عقوبت كنم. او برفت و يكى از صحابه را بياورد كه با او اين حديث شنيده بود تا گواهى داد تا عمر دست از او بداشت.
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۴، ص ۳۰)
۱۳۵۶.رسول عليه السلام گفت:«مردى چون به دَرِ سراى رسد، تسبيح و تهليل كند كه اهل سراى آگاه شوند از آنكه او در سراى خواهد آمد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۴، ص ۳۰)
۱۳۵۷.ابو هريره گفت از رسول عليه السلام كه:«بَينا مرد در نماز باشد. زنى بگذرد او در نماز به آن نگرد و چشم از قفاى او رها كند. بيم آن بود كه چشمهاى او برود».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۴، ص ۳۲)