تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٤٢
۸۵۶.بريده روايت از رسول عليه السلام كه گفت:«هر كه او وام دارد، معسر را مهلت دهد، به هر روزى صدقه بنويسند او را و هر كه مهلت دهد او را، خداى تعالى او را صدقه بنويساند و هر روز به مانند آن مال كه او را بر آن غريم باشد».
من گفتم: اى رسول اللّه ! اوّل فرمودى به هر روزى صدقه بنويسند او را و ديگر باره گفتى به مانند آن كه بر او باشد، هر روزى صدقه بنويسند او را. گفت: «بلى اوّل پيش از اجل گفتم و دوم پس از اجل».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۱، ص ۴۸۷)
۸۵۷.ابو موسى اشعرى روايت كرد از رسول عليه السلام كه ا«هيچ گناهى نيست عظيم تر به نزديك خداى تعالى پس از كباير از آنكه مردى بميرد و در گردن او وامى باشد مردمان را كه آن را وجه قضا نبود».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۱، ص ۴۸۸)
۸۵۸.ابو موسى روايت كرد از رسول عليه السلام كه گفت:«خداى سه كس را دعا اجابت نكند: مردى كه دينى به كسى دهد و گواه بر نگيرد، و مردى كه مالى به سفيهى دهد و شنيده باشد قول خداى تعالى: «وَلا تُو?تُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي» ، و مردى كه زنى بدخو دارد و طلاقش ندهد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۱، ص ۴۹۱)
۸۵۹.طاوس روايت كرد از عبداللّه عبّاس كه گفت از رسول ع«آفتاب مى بينى؟ گفتند: بلى. گفت: هر كه همچنان دانى كه آفتاب روشن، گواهى بده و الاّ رها كن».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۱، ص ۴۹۳)
۸۶۰.روايت كردند خبرى از عايشه از رسول عليه السلام كه«در اين آيه آن متابعت خداى باشد بنده را به آنچه بدو رسد از تبى و نكسى يا تبهى كه در دست او شود و چيزى كه در گريوان طلب كند، نيابد و آن در آستين باشد تا بدانستن غمى به دل او