تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣١١
۱۱۲۷.ابو هريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه او گفتهم به هر در آسمان گويند اين روح كيست؟ گويند: روح فلان بنده مؤمن. اين ترحيب و بشارت بگويند تا به آسمان هفتم برند.
و امّا چون مرد بد باشد، فرشتگان عذاب گرد آيند، گويند: بيرون آى، اى نفس خبيث! از تن خبيث بيرون آى. اى ذميم! و بشارتت باد به غسّاق و حميم. آنگه او به آسمان برند و گويند در بگشاييد. خازنان گويند: روح كى است؟ گويند: روح فلان بنده. گويند: لا مرحباً بالنفس الخبيثة التى كانت في الجسد الخبيث ارجعي ذميمةً فإِنَّه لا يُفتح لك أبواب السماء. برگرد اى روح پليد از تن پليد بيرون آمده كه درهاى آسمان براى تو نگشايند. آنگه برگردانند آن را به گور خداوندش فرو كنند. آنگه بر سبيل يأس و بيان استحالت گفت: اين كافران و مكذِّبان به بهشت نروند تا شتر به سوراخ سوزن نشود».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۲، ص ۳۹۱)
۱۱۲۸.در خبر است كه رسول عليه السلام گفت:«چون اهل بهشت در بهشت قرار گيرند و اهل دوزخ در دوزخ، خداى تعالى حجاب از ميان ايشان بردارد تا يكديگر را بينند و آنچه ايشان در آن باشند از منازل و مقامات از درجات و دركات اهل دوزخ، گويند: «لَوْ هَدانَا اللّه ُ» [٢] . اين حسرت ايشان باشد و اهل بهشت گويند: «لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللّه ُ» [٣] . اين شكر ايشان باشد. آنگه گفت: هيچ مؤمنى و كافرى نباشد، الاّ او را در بهشت و دوزخ جايى باشد و منزلتى. چون خود برسند و حجاب بردارند، جاى او در بهشت به او نمايند و او را گويند آن قصور و منازل مى بينى تو را بود و براى تو آفريده بودند اگر ايمان آوردى و طاعت كردى و بهشتى را گويند آن دركات و عقوبات بينى تو را بودى اگر تو نيز همان كردى كه ايشان كردند، از كفر و معاصى. آنگه گويد اين به ميراث به شما ارزانى داشتم از ايشان به آن عمل كه كرديد و آن