تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٤٠
۸۴۶.ابو سعيد خدرى روايت كند در حديث معراج كه رسول عليچندان كه جهد كردندى، نتوانستندى كه از راه ايشان برخيزند و هر گه كه برخاستندى با جاى افتادندى با ايشان در آمدندى و اين قوم را در پاى گرفتندى و پست كردندى در آمدن و شدن همچنين مى كردندى و آل فرعون مى گفتند: اللّهمّ لا تقم السّاعة ابداً؛ بار خدايا قيامت برمينگيز هرگز. من گفتم: اى جبرئيل! اين افتادگان كه اند؟ گفت: اينان آنان اند كه در دنيا ربا خوردندى».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۱، ص ۴۸۳)
۸۴۷.ابو هريره روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«شب معراج كه مرا به آسمان بردند، جماعتى را ديدم با شكمهاى بزرگ، پر از ماران از بيرون شكم ايشان مى شايست ديدن آنچه در اندرون بود و آن ماران احشاى شكم ايشان مى خوردند. من گفتم: اى جبرئيل! اينان كى اند؟ گفت: هؤلاء اكلة الرّبا؛ اينان رباخواران اند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۱، ص ۴۸۳)
۸۴۸.ابو هريره روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«ربا هفتاد باب است. آسان ترين آن به نزديك خداى تعالى، چون نكاح مادر باشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۱، ص ۴۸۴)
۸۴۹.عبداللّه مسعود گفت كه رسول عليه السلام لعنت كرد. «او را كه ربا خورد و آن را كه او را دهد تا بخورد و آن را كه نويسد و گواه شود».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۱، ص ۴۸۴)
۸۵۰.ابو هريره گفت از رسول عليه السلام كه:«چون خداى تعالى خواهد كه شهرى هلاك كند، علامتش آن بود كه ربا در ميان ايشان آشكار شود».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٥] ، ج ۱، ص ۴۸۴)