تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٠٨
۱۱۲۱.مقاتل بن حيان روايت كرد از عكرمه از عبداللّه عبّاستارگان بر جاى خود باشد با خود گويند، مگر شب غلط كرديم يا نماز سبك كرديم! دگر باره با سرِ نماز و تسبيح روند تا چند بار چنين كنند. ستاره هم بر جاى خود بينند، بترسند از آن و خائف شوند و يكديگر را آواز دهند و به مسجدى كه در محلّشان باشد، حاضر آيند و اين حال با يكديگر بگويند و بگريند و جزع كنند. چون به مقدار سه شب بگذرد، حق تعالى جبرئيل را بفرستد تا آفتاب و ماه را گويد كه خداى مى فرمايد شما را كه هر دو به يك جاى از مغرب برآيد، آنگه بفرمايد تا نور ايشان بستانند. ايشان بكايى و جزعى كنند و مراد آن فرشتگان باشند كه بر آفتاب و ماه موكل اند از فزع و هول قيامت؛ چنان كه اهل آسمان ها و سرادقات عرش بشنوند و از آن گريه ايشان بگريند. آنگه آفتاب و ماه را بيارند نور از ايشان بستده؛ به مانند دو جرم سياه و از مغرب بر آرند آن متهجّدان و نماز كنان كه آن بينند، بگريند و جزع كنند و آنان كه غافل باشند، چون مردگان از گورها برخيزند و اهل دنيا با يكديگر بنالند و مدهوش شوند و مادران از فرزندان مشغول شوند و شير دهندگان كودكان شيرخواره رها كنند و آبستنان بچه بيندازند، امّا صالحان را گريه سود دارد و طالحان و كافران را گريه سود ندارد. چون آفتاب و ماه به ميان آسمان رسند، جبرئيل بيايد و ايشان را برگرداند و با مغرب برد و به در توبه فرو برد».
يكى از صحابه گفت: يا رسول اللّه ! دَرِ توبه چه باشد؟ رسول گفت: «بدان كه خداى تعالى از وراى مغرب درى آفريد بر او و دو مصراع از زر سرخ مكلل به انواع جواهر از مصراع تا مصراع چهل ساله راه است سوار نيك رو را و آن در تا خداى آفريد آن را گشاده است تا به آن روز كه آفتاب از مغرب برآيد. پيش از آن هيچ بنده نباشد كه توبه نصوح كند و الاّ توبه او به آن در به آسمان برند و بر خداى رفع كنند».
معاذ جبل گفت يا رسول اللّه ! توبه نصوح كدام باشد؟ گفت: «آنگه گنهكار بر گناه پشيمان شود، عذر خواهد با خداى نيز با سر گناه نشود؛ چنان كه شير با پستان نشود.
جبرئيل ماه و آفتاب را به آن در فرو برد و حق تعالى بفرمايد تا آن در فراز كنند و بر