تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٣٨
۱۴۹۷.ابو هريره روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله كگويند بيايى تا بنگريم تا خداى تعالى چگونه حكم مى كند ميان خلقان. خداى تعالى به ايشان مستبشر باشد و آن علامت آن بود كه آن را كه به او استبشار كنند او را عذاب نباشد و حساب نباشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۴، ص ۵۰۲)
۱۴۹۸.انس مالك روايت كرد كه يك روز رسول صلى الله عليه و «إِلاّ مَنْ شاءَ اللّه ُ» [٢] ، من گفتم: يا رسول اللّه ! اينان كه اند كه خداى تعالى استثناء كرد اينان را از صعقه نفخ صور؟ گفت: جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و ملك الموت. چون همه خلايق را جان بردارند، اين چهار كس مانند. خداى تعالى ملك الموت را گويد: كه ماند اى ملك الموت؟ و او عالم تر بود. ملك الموت گويد: بار خدايا! تو عالم ترى. ما چهار كس مانديم. گويد: با ملك الموت جان اسرافيل بردارد. او جان اسرافيل بردارد. آن گه گويد كه ماند؟ گويد جبرئيل و ميكائيل و ملك الموت. گويد: ميكائيل را جان بردار. ملك الموت قبض روح او كند. چون كوهى بيفتد. آن گه كه ماند؟ گويد بار خدايا ملك الموت و جبرئيل ماند. گويد بمير اى ملك الموت [او] بميرد. و جبرئيل ماند و بس. خداى تعالى جبرئيل را گويد كه ماند؟ او گويد: بار خدايا! وجهك الدائم الباقي وجبرئيل الميّت الفانى. خداى تعالى گويد يا جبرئيل از مرگ چاره اى نيست. جبرئيل به سجده درآيد بروى و پَر مى زند و مى گويد: سبحانك ربّى تباركت وتعاليت يا ذ الجلال والاكرام. آن گه جان بدهد تا نماند جز خداى عزّوجلّ». آن گه رسول صلى الله عليه و آله گفت: «خلق جبرئيل بر ميكائيل چندان تفاوت دارد كه كوهى بر تلّى».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۴، ص ۵۰۲)
۱۴۹۹.انس روايت كرد كه يك روز مردى جهودى در بازار مدينهچنين مى گويى و رسول خدا در ميان ماست! رسول صلى الله عليه و آله اين آيت بخواند آن گه چون با جاى استثناء رسيد، گفت: «اوّل كسى كه سر از گور بردارد، من باشم كه بنگرم موسى را. بينم كه دست در قائمه از قوائم عرش زده. ندانم تا او را پيش از من زنده كرده باشند يا او از آنان باشد كه خداى در اين آيت استثناء كرد».