تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٩٧
۱۰۸۴.انس مالك روايت كرد كه عايشه گفت كه رسول عليه السلبازگرديد كه خداى تعالى ضمان شد كه مرا نگاه دارد از دشمنان».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۲، ص ۱۹۰)
۱۰۸۵.رسول عليه السلام خطبه كرد و قوم خود را گفت:«هر كه هدى نرانده حلال شود و اين احرام احرام عمره كنيد كه خداى تعالى عمره در حج برد و انگشتهاى هر دو دست در يكديگر افكند».
آنگه گفت: «اگر من آنكه اكنون مى دانم پيش از اين دانستمى، هدى نراندمى تا اكنون حلال شدى وليكن من حلال نمى توانم شدن تا هدى به محل خود نرسد و بنشكند، الاّ هر كس كه او هدى نرانده است بايد تا حلال شود و حج عمره كند و آنگه احرام به حج فرا گيرد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۲، ص ۱۹۰)
۱۰۸۶.عبداللّه مسعود روايت كرد از رسول عليه السلام كه اهر كه در بنى اسرائيل منكرى كردى، يكى بيامدى و او را نهى كردى و او باز نايستادى از آن. بر دگر روز چون او را ديدى، با او اختلاط و مواكله و مشاربه كردى و از او تبرّا نكردى. چون خداى تعالى از ايشان چنين ديد و دلهاى ايشان بعضى بر بعضى زد و لعنت كرد ايشان را به زبان داوود عليه السلام و عيسى مريم عليه السلام و از ايشان قرده و خنازير ساخت. و به آن خداى كه جان من به امر او است كه اگر معروف كنى و نهى منكر كنى و دست سفيه به دست گيرى و او را بر حق بدارى و الاّ خداى تعالى دلهاى شما را بر يكديگر زند و لعنت كند شما را؛ چنان كه لعنت كرد ايشان را».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۲، ص ۲۰۶)
۱۰۸۷.ابوهريره روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت كه:«هيچ دو جهود نباشند كه با يك مسلمان حاضر بشوند و الاّ قصد كشتن او كنند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۲،