تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٨٣
۱۰۳۳.جابر عبداللّه روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آمى آيد، مادام تا حجاب نباشد».
ما گفتيم: اى رسول اللّه ! حجاب چيست؟ گفت: «شرك به خدا».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۱، ص ۷۷۶)
۱۰۳۴.مسروق روايت كرد از عبداللّه عمر كه رسول عليه السل«هر كه با پيش خداى شود او مشرك نباشد به خداى تعالى به بهشت شود و هيچ معصيت زيان ندارد او را چنان كه اگر با پيش خداى شود و مشرك باشد به دوزخ شود و هيچ طاعت سود ندارد او را».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۱، ص ۷۷۶)
۱۰۳۵.ابو هريره روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«سطبرى پوست كافر چهل و دو گز باشد و اهرش چندان باشد كه كوه احد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۱، ص ۷۸۱)
۱۰۳۶.رسول عليه السلام گفت:«چون از ميان مردمان حكم كنى، عدل كنى و جور نكنى. عجب باشد كه خداى تعالى ظالم را عدل فرمايد و او عدل نكند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۱، ص ۷۸۴)
۱۰۳۷.جابر گفت از رسول عليه السلام پرسيدم كه شيعه او را«بلى، چنان كه انتفاع باشد مردمان را به آفتاب و اگر چه ابرى در پيش او آيد. يا جابر هذا من مكنون سرّ اللّه ومخزون علم اللّه فاكتمه إلاّ عن أهله؛ اين از مكنون سرّ خداست و مخزون علم خداست، نگاه دار اين را، الاّ از اهلش».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٥] ، ج ۱، ص ۷۸۶)
۱۰۳۸.رسول عليه السلام گفت:«به آن خداى كه جان من به فرمان اوست كه هيچ بنده، مؤمن نباشد و ايمان او درست نباشد و بهشت به خواب نبيند، تا مرا از جان خود و پدر و مادر و اهل و ولد خود دوست تر ندارد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٦] ، ج ۲، ص ۵)