تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٨٢
۱۰۲۹.ابو سعيد خدرى روايت كرد از رسول عليه السلام كه گفاست، او را بيارى. آنگه گويد: آن را كه وزن نيم دينار بوده است، او را به در آريد؛ تا به آنجا رساند كه گويد: هر كس را كه مثقال ذرّه اى ايمان در دل او بوده است، او را دوزخ بياريد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۱، ص ۷۶۷)
۱۰۳۰.ابو عثمان النهدى گفت كه به من رسيد كه ابو هريره م«خداى تعالى بنده مؤمن را به يك حسنه هزار حسنه بدهد». مرا عجب آمد تا اتّفاق افتاد كه به حج رفتم، او را ديدم به مكّه. گفتم: خبرى از تو روايت مى كنند كه رسول عليه السلام گفت: خداى به يك حسنه، هزار هزار حسنه بدهد.
گفت: من نه چنين گفتم. من گفتم رسول عليه السلام گفت و من شنيدم از او كه: «خداى تعالى بنده مؤمن را بر يك حسنه دو هزار هزار حسنه بدهد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۱، ص ۷۶۸)
۱۰۳۱.عبداللّه مسعود گفت:رسول عليه السلام مرا گفت: «از قرآن چيزى بخوان» من سورة النّساء آغاز كردم. چو به اين آيه [٣] ، رسيدم، بگريست و گفت: با سر گير. با سر گرفتم. دگر باره چون به اين آيه رسيدم، بگريست، بيش از آنكه اوّل گريسته بود. آنگه
گفت: حسبى؛ بس است مرا آنچه خواندى».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۱، ص ۷۶۸)
۱۰۳۲.عايشه روايت كرد از رسول عليه السلام كه:«چون يكى از شما در نماز باشد و او را نعاس رنجه دارد، بايد تا بخسبد چه اگر خفته نماز كند خود را دشنام دهد، پندارد كه استغفار مى كند و به لفظى ديگر باشد كه بر خود نفرين كند و پندارد كه دعا مى كند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٥] ، ج ۱، ص ۷۶۹)
۱۰۳۳.جابر عبداللّه روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آ«مغفرت و آمرزش به بنده فرود