تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٥٤٦
۱۹۳۹.احمد بن محمد بن ابى نصر روايت كرد و گفت:بپرند و بر ايشان نثار كنند. چون آخر روز غدير باشد، منادى ندا كند ايشان را كه باز گرديد، با جاهاى خود شويد كه ايمن شديد از خطا و زلل تا سال اگر ماند اين روز كرامت محمّد و على».
آن گه با من نگريد و گفت: «يابن ابى نصر! هر كجا باشى جهد كن تا آن روز به مشهد اميرالمؤمنين حاضر شوى. اگر لكن باشد كه خداى تعالى گناه شصت ساله بيامرزد هر مؤمنى و مؤمنه را. در اين روز چندان گردنها از آتش دوزخ آزاد كند كه در ماه رمضان و شب قدر و شب عيد فطر كرده باشد و هر درمى كه به صدقه دهد، به هزار محسوب است. در اين روز با مؤمنان به آنچه توانى خير كن و به آنچه توانى مؤمنان را شاد كن».
آن گه گفت: «يا اهل كوفه! خداى تعالى شما را چيزى عظيم داد و شما از جمله آنانيد كه خداى تعالى دلهاى ايشان را به ايمان امتحان كرد بلا بر شما ريزند. آن گه خداى تعالى كشف كند از شما».
آن گه گفت: «و اللّه اگر مردمان فضل اين روز بشناختندى، فرشتگان ايشان را مصافحه كردندى هر روز ده بار و اگر نه آنستى كه تطويل باشد از فضايل اين روز، چيزها گفتى كه آن را به عدد نتوانستندى شمردن».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۲، ص ۱۹۵ ـ ۱۹۶)
۱۹۴۰.باقر عليه السلام گفت:«همه انواع قمار در او (ميسر) شود تا بازى كردن كودكان به جوز و كعب و نرد و شطرنج همه در اين شود».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۲، ص ۲۱۹)
۱۹۴۱.در تفسير {Q} «وَما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاّ يدر تفسير «وَما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاّ يَعْلَمُها وَلا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ...» [٣] از