تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٠٩
۱۳۸۲.جابر گفت:على. آن گه نور من به فاطمه انتقال كرد. از على و فاطمه، حسن و حسين آمدند و ايشان طاهر مطهّرند. امّا نطفه فاطمه، به حسن انتقال كرد و نطفه على، به حسين افتاد. آن گه از او انتقال مى افتد به ائمّه تا به دامن قيامت».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۴، ص ۸۹ ـ ۹۰)
۱۳۸۳.ابوبريدة الاسلمى روايت كرد كه رسول عليه السلام گف«قومى باشند از امّت من و ايشان را نيافريده اند؛ پس از اين خواهند بود. پندارى كه من ايشان را مى بينم، ايشان را دارم و ايشان مرا دوست دارند. ايشان نصيحت كن يكديگر باشند و آنچه دارند بر يكديگر مبذول دارند و به نور خداى روند در ميان مردمان بر خفيه و تقيّه، از مردمان پوشيده و كرانه گرفتند، مردم از ايشان به سلامت باشند، صابر و حليم باشند، دلهاى ايشان به ذكر خداى باز گردد و مسجدها به نماز آبادان دارند، بر كوچكان رحمت كنند و بزرگان را حرمت دارند و با يكديگر مواسات كنند، توانگرشان بر درويش بذل كند، قويشان بر ضعيف رحمت كند، بيمار پرسيدن به پاى دارند و از قفاى جنازها بروند و در ميانه».
آن گه كه رسول اين مى گفت، يكى از حاضران گفت كه با بنده رفق كنند؟ رسول عليه السلامگفت: «كلاً ايشان را بنده نباشد. ايشان خدمت خود به نفس خود كنند و ايشان بر خداى گرامى تر از آن باشند كه دنيا برايشان فراخ كند».
آن گه رسول عليه السلام اين آيه برخواند: «وَعِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً» [٢] .
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣]
، ج ۴، ص ۱۰۶)
۱۳۸۴.عبداللّه مسعود گفت:از رسول عليه السلام پرسيدم و گفتم: كدام گناه عظيم تر است؟
گفت: «آنكه با خداى انباز گيرد و او آفريدگار خلق است».