تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٨١
۱۰۲۶.ابوذر غفارى گفت:كه تو پوشى و من پيراهن همين يكى داشتم، نيمه پيراهن او كردم و رسول عليه السلامگفت: نكو دارش. بيامدم و آزادش كردم پس رسول مرا پرسيد كه غلام را چه كردى؟ من گفتم غلام ندارم. گفت چه كردى؟ گفتم: آزادش كردم. مرا گفت: «آجرك اللّه ؛ خدات مزد دهد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۱، ص ۷۶۴ ـ ۷۶۵)
۱۰۲۷.ابو هريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه گفت:«گوسفند بركت است و شتر عزّ است اهلش را و اسب خير در پيشانى او بسته است تا به روز قيامت و بنده بردار تو است اگر در ماند و عاجز شود ياريش دهيد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۱، ص ۷۶۵)
۱۰۲۸.انس مالك روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«خداى تعالى حسنات مؤمن را ثواب باز نگيرد به سبب رزقى كه او را داده باشد در دنيا و امّا كافر حسنات او به رزق برابر كند تا چون با قيامت آيد، او را حسنتى نباشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۱، ص ۷۶۷)
۱۰۲۹.ابو سعيد خدرى روايت كرد از رسول عليه السلام كه گف«روز قيامت چون مؤمنان از دوزخ بگذرند و ايمن شوند، مجادله شما يكى از شما به اصحابش در دنيا در حقّى كه او را باشد بر او بيش از آن نباشد كه مجادله مؤمنان با خداى در حق مؤمنانى كه در دوزخ باشند. گويند: بار خدايا! برادران مااند با ما به قبله، نماز كردند و روزه داشتند و حج كردند؛ اكنون در دوزخ اند. بار خدايا! اگر رحمت كنى و كرم فرمايى، ما شفاعت مى كنيم. حق تعالى گويد بر وى هر كه راشناسى، از دوزخ بيارى. ايشان بيايند، جماعتى را بينند. ايشان را به صورت باز شناسند، بهرى ايشان را آتش گرفته باشد تا به نيمه ساق و بهرى را تا به كعب. ايشان را از دوزخ بيرون آرند. آنگه حق تعالى گويد: برويد هر كس را كه وزن دينارى ايمان در دل او بوده