تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٦٤
ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً» [١] . ايشان بگذشتيم، جماعتى را ديدم كه شكمهاى ايشان مانند خانه هاى فراخ بود و ايشان بر رهگذر قوم فرعون بودند چون آل فرعون به ايشان رسيدندى، ايشان از ثقل آن شكمهاشان بيفتادندى تا آل فرعون بر ايشان برفتندى و ايشان را در زير پاى گرفتندى هر بامداد و شبانگاه كه آل فرعون را بر دوزخ عرض كردندى؛ كما قال تعالى: «النّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَعَشِيًّا» [٢] . گفتم: اى جبرئيل! اينان كه اند: گفت آنان اند كه ربا خورده اند در دنيا. از آنجا برفتيم زنان را ديدم به پستان ها آويخته و بعضى به پايها آويخته سر نگون سار. گفتم: اينان كه اند؟ گفت: آنان اند كه در دنيا زنا كرده اند و فرزندان را كشته اند. از آنجا برون آمديم و روى به جانب زمين نهاديم و فرو مى آمديم از آسمانى تا آسمانى. چون به نزديك موسى رسيدم، مرا گفت: چه كردى و چه ديدى و چه فرمودند تو را و امّت تو را؟ گفتم: هر چيزى و كرامتى و بر من و بر امّت من پنجاه نماز فرض كردند. گفت: من مردمان را بهتر آزموده ام از تو و با ايشان مقاسات بيشتر از تو كرده ام، امّت تو طاقت پنجاه نماز ندارند كه ايشان ضعيف ترين امّتان اند. مراجعت كن به خدا تا تخفيف كند. من مراجعت كردم و تخفيف خواستم. ده نماز مرا سطر كرد تا چهل شد. باز آمدم، گفت: چه كردى؟ گفتم: ده تخفيف افتاد و چهل ماند. گفت: امّت تو طاقت چهل نماز ندارند. مراجعت كن و تخفيف خواه. مراجعت كردم، دَهِ ديگر تخفيف افتاد. همچنين مراجعت مى كردم تا با پنج آمد. موسى گفت: از اين نيز تخفيف خواه. گفتم: من از خداى شرم دارم بيش از اين مراجعت كردن. خداى تعالى گفت: به اين پنج نماز كه فرض كردم، هر نمازى را ده ثواب باشد. هر كه اين پنج نماز به جا آرد، همچنان باشد كه پنجاه نماز گزارده (و اين خبر ضعيف است و ما براى سياقت حديث آورديم...». گفت: آن گه بازگشتم و جبرئيل در صحبت من بود تا با خوابگاه