تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٥٤٥
۱۹۳۶.زهرى گفت بيمار شدم؛ بيمارى كه از آن به هلاكت نزديو روزى بر او فراخ كنى و قدر او در علم رفيع كنى».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۲، ص ۱۴۴)
۱۹۳۷.
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۲، ص ۱۵۴)
۱۹۳۸.عبداللّه بن سنان روايت كرد از صادق عليه السلام كه«پيغمبران مقدّم، اوصياى خود را در مثل اين روز (عيد غدير) نصب كردند و در اين روز رسول عليه السلامعلى را نصب كرد و بر جاى خود بداشت».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۲، ص ۱۹۵)
۱۹۳۹.احمد بن محمد بن ابى نصر روايت كرد و گفت:يك روز به نزديك رضا عليه السلامبودم و مجلس خاص بود به اهلش. ذكر روز غدير مى رفت آنجا. بعضى حاضران گفتند: ما روز غدير نشناسيم. رضا عليه السلام گفت: «حديث كرد مرا پدرم، از پدرانش كه گفتند: روز غدير در آسمان معروف تر است از آنكه در زمين، و خداى تعالى را در فردوس اعلا كوشكى است، خشتى است از زر و خشتى از سيم. در آنجا صد هزار قبّه است از ياقوت سرخ، و صد هزار خيمه است از زمرّد سبز، خاكش مشك است و عنبر، و در او چهار جوى است از آب و مى و شير و انگبين. بر كنار آن جويها درختان است از انواع ميوه ها. بر آن درختان مرغان اند: تنهاى ايشان از لؤلؤ و پَرهاشان از ياقوت سرخ. چون روز غدير باشد، اهل آسمانها آنجا حاضر كنيد و تسبيح و تهليل مى كنند خداى را. اين مرغان از اين درختان بپرند و به آن جويها فرو روند و بر آيند و خويشتن در آن مشك و عنبر گردانند و بر بالاى سر آن فرشتگان