تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٦٨
۱۲۵۶.عكرمه گفت از عبداللّه از رسول عليه السلام كه:رها كردى، مردم شب از روز نشناختندى، مزدوران ندانستى كه از كى تا كى كار كنند، و روزه دار ندانستى كه از كى تا كى روزه دارد، و زن ندانستى كه عدّه چندگاه دارد، و مسلمانان ندانستى كه وقت نمازشان كى باشد، و وقت حجّشان كى باشد، و وام دار ندانستى كه حلول اجل او كى باشد، و ندانستى كه وقت زرع و حصادشان كى باشد،و ندانستندى كه كى بياسايند، و كى طلب روزى كنند. خداى تعالى به حسن نظرش براى بندگان جبرئيل را بفرستاد تا پَر خود سه بار بر روى ماه بماليد تا روشنايى او با اين مقدار آمد كه مى بينيد تا شب از روز جدا باشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۳، ص ۳۴۰ ـ ۳۴۱)
۱۲۵۷.زُهرى گفت يك روز رسول عليه السلام در نزديك زينب ش«از سدّ يأجوج اين مقدار گشاده شد».
و انگشت سبّابه حلقه كرد بر انگشت ابهام. زينب گفت: يا رسول اللّه ! ما هلاك شويم و در ميان ما صالحان باشند. گفت: «بلى، چون فساد بسيار شود»
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۳، ص ۳۴۵)
۱۲۵۸.محمد بن القاسم روايت كند از عبداللّه بن عباس عن برسول عليه السلام دست بر سر من نهاد و گفت: «اين غلام قرنى بماند».
گفتند: يا رسول اللّه قرنى چند باشد؟
گفت: «صد سال».
محمد بن القاسم گفت: ما سال او مى شمرديم تا به صد رسيد، آن گه بمرد. [٣]
۱۲۵۹.عايشه روايت كرد از رسول عليه السلام كه او گفت:«خداى تعالى عاقّ را گويد: هر