تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٦٠
وضوباشد در مكروهات و به پاى رفتن به جماعات و انتظار نماز از پس نماز و امّا حسنات سلام كردن بر همه كس و طعام دادن به هر كس و بيدار بودن در شب كه خلقان خفته باشند. آن گه گفت يا محمّد «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ» . من گفتم نعم اى ربّ. گفت: «وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّه ِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ» [١] كما فرّق اليهود والنصارى؛ بار خدايا! رسول تو و مؤمنان ايمان آرند به خداى تعالى و فرشتگان و كتابها و پيغمبران، و جدا نمى كنيم ميان پيغمبران؛ چنان كه جهودان و ترسايان كردند. گفتند: «نُو?مِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ» [٢] . گفت: مؤمنان چه گفتند؟ گفتم: گفتند: «سَمِعْنا وَأَطَعْنا» [٣] . گفت: راستى گفتى، سل تعطه؛ بخواه تا بدهندت. گفتم: «غُفْرانَكَ رَبَّنا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ» [٤] . گفت: غفرتُ لك ولأُمّتك. بيامرزيدم تو را و امّت تو را. سل تعطه؛ بخواه تات بدهند. گفتم: «رَبَّنا لا تُو?خِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْأَخْطَأْنا» [٥] ؛ بار خدايا! ما را مگير اگر فراموش كنيم يا خطا كنيم. گفت: قَدْ رَفْعَتُ الخَطَأَ وَالنِّسْيانَ عَنْكَ وَعَنْ أُمَّتِكَ وَمَا اسْتَكْرَهُوْا عَلَيْه؛ گفت: بيامرزيدم تو را و امّت تو را. خطا و نسيان از ايشان برگرفتم اين دو چيز و آنچه ايشان را بر آن دارند. بكره من گفتم: «رَبَّنا وَلا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا» [٦] ؛ بار خدايا! بر ما منه بار گران؛ چنان كه نهادى بر آنان كه پيش ما بودند. حق تعالى گفت: ذاك لك ولأُمّتك؛ تو را و امّت تو را است. من گفتم «رَبَّنا وَلا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ» [٧] ؛ بار خدايا! چيزى بر ما منه كه ما طاقت آن نداريم. حق تعالى گفت: بكردم آن با تو و امّت تو. گفتم: ربّنا اعف عنّا من الخسف؛ ما را عفو كن از خسف، و اغفر لنا من القذف؛ و ما را بيامرز از قذف، و ارحمنا من المسخ؛ و ما