تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ١٩٨
۶۸۱.عبداللّه عمر روايت كند از رسول عليه السلام كه گفتبيافريد و مسكن آدمى كرد و زمين دوم بيافريد و به زندان باد كرد و بادهاى مختلف از او وزيد و در زمين سيم خلقى آفريد رويهاى ايشان چون روى آدمى و پايهاى ايشان چون پاى گاوان و اندام ايشان موى دارد چون موى گوسفندان طرفة العينى در خداى عاصى نشوند. شب ما روز ايشان است و روز ما شب ايشان و زمين چهارم در او سنگ كبريت است كه خداى تعالى بر اهل دوزخ نهاده است... . در آنجا رودها است از كبريت گداخته كه اگر عظيم تر كوهى در او فكند، فرو برد. زمين پنجم مسكن ماران كژدمان اهل دوزخ است. هر مارى چند وادى، هر دندانى چند نخلى، هر مارى از اين هيژده هزار از آن دندان دارد و زير هر دندانى هيژده هزار قلّه زهر باشد كه اگر يكى از آن در دنيا ريزند، همه اهل دنيا بميرند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۱، ص ۶۴)
و در خبر است كه: «چون بوى يكى از آن به دوزخى رسد، همه اعضاى او از يكديگر جدا شود و هر كژدمى چند شتر، هر دنبالى چند نيزه، بر هر دنبالى سيصد و شصت بند باشد، در هر بندى سيصد و شصت فرق زهر باشد، هر فرقى سيصد و شصت قلّه كه به يك قلّه از آن همه اهل زمين هلاك شوند. زمين ششم جاى نامهاى اهل دوزخ كرد و جاى ارواح ايشان و نام آن سجّين است... و زمين هفتم جاى ابليس و لشگر او كرد و سرير در آنجا نهاده است از يك جا نبش سموم باشد و از يك جانب سرير زمهرير و رعايا و لشگر او پيرامُن او از آنجا پراكنده شوند». (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۶۴)
۶۸۲.در اخبار مسلسل ابو اسحق ابراهيم الثعلبى المفسر بيمرا حديث كرد رسول