تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٦٤
۹۶۰.ابن حميد الساعدى روايت كرد كه رسول عليه السلام مرمرا به حق بخلقان فرستاد كه هيچ كس نباشد كه من او را جائى فرستم، او چيزى بر گيرد از آن، الاّ روز قيامت مى آيد، آن بر گردن گرفته، اگر شتر باشد او را رعاى باشد و اگر گاو بود او را خوارى باشد و اگر گوسفند بود او را يعارى باشد».
آنگه دست ها برداشت تا سفيدى بغل او پيدا شد و مى گفت:
«أَلّلهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ؟ بار خدايا آيا برسانيدم؟ تا سه بار تكرار مى كرد.
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۱، ص ۶۷۷ ـ ۶۷۸)
۹۶۱.رسول عليه السلام گفت:«نه به آن خداى كه مرا بحق به خلقان فرستاد كه به خلاف اين است آن گليم كه در پشت دارد از غنيمت برگرفت پيش از قسمت، فرداى قيامت آن گليم از آتش شود در تن او».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۱، ص ۶۷۸) جج
۹۶۲.محمد بن زايده گويد كه با مسلمه به غزاء روم بوديماز پدرم شنيدم كه او گفت از بعضى صحابه شنيدم كه رسول عليه السلام گفت: «هر كه او در غنيمت خيانت كند او را بزنى و متاعش بفروشى».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۱، ص ۶۷۸)
۹۶۳.انس مالك روايت كند از رسول عليه السلام كه او گفت:«هيچ كس نبود كه بميرد و او را از خداى تعالى منزلتى باشد كه تمنّاى رجوع با دنيا كند مگر شهيدان كه ايشان تمنّا كنند كه با دنيا آيند و دگر باره شهيد شوند، از آن منازل و درجات و كرامات كه ايشان را به نزديك خداى باشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۱، ص ۶۸۲ ـ ۶۸۳)
۹۶۴.محمد بن اسحق بن يسار گفت باسناده از حميد طويل از«يا أَبا براء، من هديه مشركان نپذيرم. اسلام آر، اگر خواهى كه هديه تو قبول كنم».