تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٢٢
۱۱۶۶.ابو سعيد خدرى روايت كند از رسول عليه السلام كه گفچگونه راضى نشويم؟ تو بدادى ما را آنچه كس را نداده اى. حق تعالى گويد: من شما را به از اين بدهم. گويند: بار خدايا! به از اين چه بود؟ گويد رضا و خشنودى من از شما: «وَرِضْوانٌ مِنَ اللّه ِ أَكْبَرُ» [١] . رضا كه پس از آن هرگز سخط نبود، «ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» [٢] ؛ اين ظفرى بزرگ است».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۲، ص ۶۱۱)
۱۱۶۷.ابو امامه باهلى گفت ثعلبة بن خاطب انصارى بيامد ويا رسول اللّه ! خداى را دعا كن تا مرا مالى دهد. رسول عليه السلام گفت: ويحك يا ثعلبه! «برو و قناعت كن به اينكه دارى كه شكر كننده به باشد از بسيارى كه شكرش نكنند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤]
، ج ۲، ص ۶۱۳)
۱۱۶۸.رسول عليه السلام گفت:«اى مردمان! من گفتم شما را كه سه خصلت است كه هر كس كه آن سه خصلت در او بود، منافق باشد. آنكه حديث كند، دروغ گويد و در امانت خيانت كند و وعده خلاف كند. به اين حديث شما را نخواستم، منافقان را خواستم. امّا آنچه گفتم در حديث دروغ گويد منافقان را خواستم كه به نزديك من آمدند و گفتند ما به تو ايمان داريم و به نبوّت تو مقرّيم من ايشان را باور داشتم. خداى تعالى اين آيه فرستاد در حق ايشان: «إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللّه ِ وَاللّه ُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللّه ُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ» [٥]
امّا آنچه گفتم: چون امينش كنند خيانت كنند اين امانت نماز است و شرايط آن كه ايشان در آن خيانت كردند و خداى تعالى در ايشان فرستاد. «إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللّه َ وَهُوَ خادِعُهُمْ وَإِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراو?نَ النّاسَ وَلا يَذْكُرُونَ اللّه َ إِلاّ قَلِيلاً» [٦] و «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ * الَّذِين