تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٥٢
۱۵۴۹.عبداللّه بن سرحيس گويد در نزديك رسول صلى الله عليغفر اللّه لك يا رسول اللّه ؛ خداى تعالى ترا بيامرزاد. يكى از حاضران گفت: يا رسول اللّه ! اين مرد از براى تو آمرزش مى خواهد.
گفت: «رواست. خداى تعالى مى گويد: «وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ» [١] ».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۵، ص ۷۶)
۱۵۵۰.ابو هريره روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گ«هر كه او چيزى نيابد كه به صدقه دهد، گوبر و استغفار كن براى مؤمنان كه استغفار براى مؤمنين و مؤمنات صدقه است».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۵، ص ۷۶)
۱۵۵۱.ابو هريره گفت:جماعتى از صحابه رسول گفتند: يا رسول اللّه ! آنان كه اند كه ايشان را به بدل ما بيارند و ايشان نه چون ما باشند. سلمان فارسى در پهلوى رسول صلى الله عليه و آله بود. رسول دست بر ران او زد، گفت: «اين باشد و قومش». آن گه گفت: «و اللّه كه اگر ايمان در ثريّا آويخته باشد، جماعتى از فارس دست به او زنند و در يابند او را».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۵، ص ۸۳)
۱۵۵۲.قتاده روايت كرد از انس كه او گفت:به حديبيّه ميان ما و نسك ما منع كردند. ما دلتنگ شديم. خداى تعالى اين سوره فرستاد. رسول صلى الله عليه و آله گفت: «آيتى فرود آمد بر من كه به نزديك من دوست تر هست از دنيا و هر چه در دنياست».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٥] ، ج ۵، ص ۸۳)
۱۵۵۳.عمر خطّاب گفت:شبى با رسول صلى الله عليه و آله در بعضى سفرها بودم. يك دو بار سخنى گفتم با حضرت رسول جواب نفرمودند. من ترسيدم كه رسول را صلى الله عليه و آلهخشمى است بر من يا در باب من آيتى آمده است. از پيش رسول برفتم. چون روز