تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٠٨
۱۳۷۹.محمّد بن اسحاق روايت كرد از محمّد بن كعب القرطى ك«اوّل كس كه روز قيامت به بهشت رود، بنده گنگى سياه باشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۴، ص ۷۸ ـ ۷۹)
۱۳۸۰.عبداللّه مسعود گفت از رسول عليه السلام كه گفت:«هيچ سال نباشد كه باران او از سال ديگر بيشتر باشد يا كمتر خداى تعالى روزيها بخشيده است. آنچه هر سال كفاف باشد به آسمان دنيا فرستد به كيلى معلوم و وزنى معلوم وليكن چون گروهى معصيت كنند، خداى تعالى گويد باران را ميان ايشان قسمت كرديم و تصريف كرديم. بعضى را بسيار بداديم و بعضى را اندك، بهرى را سالى بدهيم و سالى ندهيم».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۴، ص ۸۷)
۱۳۸۱.عكرمه گفت از پدرش، از جدّش، از عبداللّه كه گفت:من از دهن پيغمبر شنيدم كه گفت: «خداى تعالى علقه اى بيافريد و در صلب آدم نهاد. آن گه از صلب آدم به شيث رسانيد. آن گه او را مى گردانيد از اصلاب طاهرين به ارحام مطهّرات. آن گه آن را ببخشيد و دو نيمه كرد: يك نيمه در صلب عبداللّه نهاد و يك نيمه در صلب ابوطالب. از نيمه اوّل و فاضل تر، مرا آفريد كه محمّدم و مرا نبوّت و رسالت و كتاب داد، و از نيمه ديگر على را آفريد و او را طهارت و شجاعت و وصيّت داد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۴، ص ۸۹)
۱۳۸۲.جابر گفت:شنيدم از رسول عليه السلام كه گفت: «چون خداى تعالى خواست تا مرا بيافريند، از نور سفيد و در صلب آدم نهاد. آن گه مى گردانيد آن را از اصلاب طاهرين به ارحام طاهرات تا به صلب عبدالمطلب رسانيد. آن گه آن را به دو فرقه كرد: يك فرقه به عبداللّه داد و يك فرقه به ابوطالب داد. از عبداللّه من آمدم و از ابوطالب