تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٩٦
۱۳۳۱.رسول را عليه السلام گفتند:گفت: «خاصّ يونس راست و عام جمله مؤمنان را».
۱۳۳۲.حذيفة بن اليمان گفت:رسول عليه السلام گفت: «اوّل آيتى و علامتى از علامات آخر زمان، خروج دجّال بود، آن گه خروج دابّة الارض. آن گه خروج يأجوج و مأجوج، آن گه عيسى عليه السلام از آسمان فرود آيد و اين عند خروج مهدى باشد. پس از آن آتشى از قعر عدن پديد آيد كه مردم را به محشر راند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۳، ص۵۷۲)
۱۳۳۳.مجاهد روايت كرد از عايشه كه يك روز رسول عليه السلاين كيست؟ گفتم: احدى خالاتك؛ از جمله خالتان يكى است. او را گفت: «هيچ دانسته اى كه هيچ عجوزه به بهشت نرود؟»
زن مضطرب شد و گريستن گرفت.
رسول عليه السلام گفت: «بهشت نشوند و ايشان عجوز باشند؛ بل خداى تعالى ايشان را خلقى نو باز آفريند جوان و تازه».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۳، ص ۵۷۵)
۱۳۳۴.روايت است از ابو اُمامه از أَبَىِّ كعب كه أُبَىِّ«هر كه سورة الحج بخواند، خداى تعالى به عدد هر كسى كه حجّ و عمره كرد از گذشتگان و ماندگان او را حجّى و عمره بنويسند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۳، ص ۵۷۸)
۱۳۳۵.عمران بن حصين و ابو سعيد الخدرى روايت كردند كه ايعمران بن حصين و ابو سعيد الخدرى روايت كردند كه اين آيتها [٤] در شبى آمد كه رسول عليه السلام در غزاة بنى المصطلق بود و آن قبيله بودند از بنى خزاعه و مردم در راه رو بودند. رسول عليه السلام بفرمود تا بانگ كردند و مردمان بايستادند. رسول عليه السلاماين