تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٢٥
۱۴۴۲.فروة بن مسبك القطيعي روايت كرد از رسول صلى الله ععامله بود و حذام و لخم و غسّان».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۴، ص ۳۶۵)
۱۴۴۳.عبداللّه مسعود روايت كرد از رسول صلى الله عليه و«چون خداى تعالى به وحى سخنى فرمايد اهل آسمان از وحى او صلصله اى شنوند؛ چون آواز زنجير گران كه بر سنگ بكشند. بترسند و بيهوش شوند. چون جبرئيل را بينند با او، بدانند كه آواز وَحى بود. ترس از دل ايشان ساكن شود، گويند: يا جبرئيل ماذا قال ربكم؟ جبرئيل گويد: الحق. اهل آسمان به يك بار آواز دهند و گويند: الحق الحق».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۴، ص ۳۶۹)
۱۴۴۴.ابوهريره روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله كه«چون خداى تعالى قضايى فرمايد در آسمان، فرشتگان پَرها بر هم زنند به مانند آواز زنجير بر سنگ سخت. اهل آسمان بترسند. آن گه ساكن شوند، گويند: ماذا قال ربّكم؟ جواب دهند يكديگر را و گويند: الحق الحق».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۴، ص ۳۶۹)
۱۴۴۵.نواس بن سمعان روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آ«خداى چون وَحى كند به جبرئيل در كارى و پيغامى رجفه اى و لرزه اى و زلزله اى در آسمان افتد كه اهل آسمان ترسند و بيهوش شوند و به سجده در افتند. چون جبرئيل بر ايشان گذر كند، بدانند كه از سبب وحى بوده است آن رجفه. جبرئيل را گويند: ماذا قال ربّنا. او گويد الحق. ايشان نيز گويند: الحق. پس جبرئيل به زمين آيد و وحى را بگذارد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۴، ص ۳۶۹)
۱۴۴۶.حارث بن هشام گفت:از رسول صلى الله عليه و آله پرسيدم كه وحى به تو چون آيد؟
گفت: «اَحيانى به مانند صلصله جرس و مرا از آن خوفى باشد و اوقاتى بر صورت مردى بيايد و با من سخن گويد، اين بر من آسان تر باشد از آن».
(تفسير