تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٤٩
۱۲۵۳.دو روايت سليمان اعمش و عطاء بن السّائب از اميرالممن وعده كرده اى، بفرماى تا به من آرند. گفت: لك كلّ مؤمن ومؤمنة. تو راست هر مؤمنى و مؤمنه اى كه ايمان آرد به من و پيغمبر من، و به من شرك نيارد و عمل صالح كند. هر كه از من ترسد، ايمن شود و هر كه از من چيزى خواهد، بدهمش و هر كه به من قرضى دهد، مكافاتش كنم و هر كه بر من توكّل كند، كفايتش كنم كه من خداوندى ام كه جز من خدايى نيست و وعده خلاف نكنم. «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» [١] «فَتَبارَكَ اللّه ُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ» [٢] . بهشت گفت: راضى شدم. گفت: از آنجا بگذشتم و آوازى منكر شنيدم از وادى اى و بويى كريه. گفتم: اى جبرئيل! اين چه بوى است و چه آواز است؟ گفت: اين بوى دوزخ است و آواز زبانيان او كه مى گويند: بار خدايا! آنچه وعده كرده اى ما را، بده كه سلاسل و اغلال من و زقّوم و حميم من و سعير و ضريع من و غسّاق و عذاب من بسيار شد و قعر من دور شد و گرماى من سخت شد. گفت: تو راست هر مشركى و مشركه و كافرى و كافره و خبيثى و خبيثه و كلّ جبّار لا يؤمن بيوم الحساب. دوزخ گفت: راضى شدم. پس برسيدم به جايى، جبرئيل مرا گفت: فرود آى و نماز كن. فرود آدم و نماز كردم. مرا گفت: دانى تا كجا نماز كردى؟ گفتم: نه. گفت: بطيّبه؛ يعنى به مدينه و اليها المهاجر ان شاء اللّه . از آنجا برفتم، چندان كه خداى خواست. مرا گفت: فرود آى و نماز كن. فرود آمدم و نماز كردم. مرا گفت: دانى تا كجا نماز كردى؟ گفتم: نه. گفت: به طور سينا كه خداى تعالى با موسى مناجات كرد. از آنجا برفتم و به جايى رسيدم. جبرئيل مرا گفت: فرود آى و نماز كن. فرود آمدم و نماز كردم. مرا گفت: دانى تا كجا نماز كردى؟ گفتم: نه. گفت: به بيت اللّحم كه مولد عيسى عليه السلام است. از آنجا برفتم تا به بيت المقدس رسيدم.جماعتى فرشتگان را ديدم آنجا كه از آسمان فرود آمده بودند. بر من سلام كردند و مرا تحيّت كردند و بشارت دادند به كرامت از جهت خداى تعالى و مرا