تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٣٣
۱۲۰۱.در خبر است كه يكى از جمله بزرگان صحابه از رسول خدچشمهايت موكّل اند. اين ده فرشته اند موكّل بر هر آدمى به شب. ده ديگر بيايند ده گانه روز بروند و فرشتگان شب بروند ده ديگر براى روز بيايند. جمله بيست فرشته اند: ده به روز و ده به شب و ابليس به روز متعرّض وسوسه آدميان باشد و فرزندانش به شب».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۳، ص ۱۷۸ ـ ۱۷۹)
۱۲۰۲.سعيد جبير روايت كند از عبداللّه عبّاس كه جماعتى ييا محمّد! ما آمده ايم تا تو را پرسيم از جواب مسائلى. اگر جواب دهى و جواب به صواب دهى، ايمان آريم. رسول صلى الله عليه و آله با ايشان عهد كرد كه خلاف نكند و گفت: «اللّه على ما نقول وكيل». گفتند: أخبِرنا عن الرّعد؛ ما را خبر ده از رعد تا چيست.
فرموده: «فرشته اى است موكّل بر ابر تازيانه اى به دست دارد و ابر را به آن مى راند؛ چنان كه خداى تعالى فرمايد».
گفتند: اين آواز چيست كه از او مى شنويم. گفت: «زجر او است ابر را تا آن جا رود كه خواهد». گفتند: راست گفتى.
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۳، ص ۱۸۲)
۱۲۰۳.سالم بن عبداللّه روايت كرد كه رسول صلى الله عليه«اَللّهُم لا تقتلنا بغضبك ولا تهلكنا بعذابك وعافنا من بلائك».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۳، ص ۱۸۲)
۱۲۰۴.عبدالرحمن بن عوف گفت از رسول شنيدم كه گفت:«خداى تعالى گفته است من خداى رحمانم، رحم بيافريدم و نام آن از نام خود بشكافتم هر كه آن را بپيوندد، با او بپيوندم و هر كه آن را ببُرد، از او ببُرم».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۳، ص ۱۸۹)