تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ١٠
اختلاف كرده اند در بقيّه سنّت كه آيا تمامى آنچه از سنّت وارد شده آن هم وحى است يا نيست. آيه: «وَمَا يَنطِقُ عَنِ الهَوَى» [١] حكم مى كند كه سنّت هم در حكم وَحى است. و از اين جاست كه پيغمبر فرموده: أَلا إِنّي أُوتِيتُ الكِتَابَ وَمِثْلُهُ مَعَهُ. [٢]
اين احاديث در كيفيّتى از كيفيّات وَحى منحصر نباشد، بلكه جايز است كه وَحى نازل شود به هر كيفيّتى از كيفيات كه صورت گرفته باشد؛ مانند خواب ديدن و الهام و به زبان فرشته رسيدن. براى راوى اين احاديث در نزد محدّثان دو صيغه است: يكى «قال رسول اللّه فيما يروى عن ربّه» و اين صيغه عبارت و گفتار علماى سَلف است. و ديگرى «قال اللّه تعالى فيما رواه عنه رسول صلى الله عليه و آله وسلم» و اين دو صيغه بر حسب معنى يكى باشند.
اقسام حديث
حديث را به «حسن»، «صحيح» و «ضعيف» تقسيم كنند [٣] و هر كدام به سيزده قسم منقسم شوند: مسند، متّصل، مرفوع، معنعن، مغلق، فرد، مدرج، مشهور، عزيز، غريب، مصحف، مسلسل، زائد الثقة.
و ضعيف به دوازده صنف تقسيم گردد:
موقوف، مقطوع، مرسل، منقطع، معضل، شاذّ، منكر، معلّل، مدلّس، مضطرب، مقلوب، موضوع. [٤]