تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٤٥
۸۷۱.ابو جعفر المداينى روايت كند از قاسم بن الحسن بن ااسب بيافريند، باد جنوب را گفت: من از تو خلق خواهم آفريدن يعنى آن فرشتگان را كه بر باد جنوب موكّل باشند خلقى كه عزّ اوليا و دوستان من باشند و مذلّت دشمنان من و جمال اهل طاعت من. فرشتگان گفتند: بار خدايا! فرمان تو راست. حق تعالى از باد جنوب اسبى بيافريد. آنگه گويد: من تو را غريب آفريدم و خير در پيشانى تو بستم و غنيمت ها مجموع بود بر پشت تو. خداوند تو را بر تو مهربان كردم و تو را پرنده بى پر كردم. فانت للطلب وانت للهرب؛ تو را براى طلب دارند و براى هرب دارند. من بر پشت تو مردانى را سوار كنم كه تسبيح و تهليل و تحميد و تكبير مى كنند و تو به تسبيح و به تهليل ايشان تسبيح و تهليل كنى. آنگه گفت: هيچ تسبيح و تهليل نباشد كه او بشنود، و الا او نيز به مانند آن جواب دهد. آنگه گفت: چون فرشتگان صفت اسب بشنيدند و خلقتش بديدند، گفتند: بار خدايا! ما فرشتگان توييم. تسبيح و تهليل تو مى گوييم، نصيب ما چيست؟ حق تعالى براى ايشان اسبان ابلق گردنهاشان چون گردن شتران بختى، چون اسب را بر زمين فرستاد و پايهاى او بر زمين قرار گرفت، صهيل كرد. حق تعالى گفت بركت بر تو باد از جانورى كه من به صهيل تو مشركان را ذليل كنم و گوشهاشان پر كنم و دلهاشان بترسانم. چون خداى تعالى چيزها بر آدم عرضه كرد، گفت بگزين آنچه خواهى. او اسب بگزيد. خداى تعالى گفت: عزّ خود و عزّ فرزندان خود اختيار كردى تا زنده باشند. بركت من بر تو باد! و بر ايشان از خلق هيچ نيافريدم كه به نزد من از تو محبوب تر باشد و اينكه تو اختيار كردى».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۱، ص ۵۲۲)
۸۷۲.ابوذر الغفارى روايت كرد از رسول عليه السلام كه گف«هيچ اسب تازى نباشد، و الاّ مأذون بود كه هر بامداد بگويد: بار خدايا! مرا به كسى ده كه به نزديك او از همه اهل و مال او دوست تر باشم».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۱، ص ۵۲۲)