تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٩٧
۱۳۳۵.عمران بن حصين و ابو سعيد الخدرى روايت كردند كه ايآيتها بر مردمان خواند. مردم هم بگريستن آمدند. چون در روز آمدند، كس باز نگرفت و خيمه نزدند و ديك نپختند و بعضى مى گريستند و بعضى دگر دلتنگ بنشستند.
رسول عليه السلام گفت: «دانيد اين روز چه روز باشد؟»
گفتند: خداى تعالى و پيغمبر او عالم ترند.
گفت: «آن گه كه خداى تعالى آدم را گويد برخيزد و فرزندانت گروه دوزخى را به دوزخ فرست. او برخيزد از هزار كس نهصد و نود و نه را به دوزخ فرستد و يكى را به بهشت».
اين حديث سخت آمد بر مسلمانان. بگريستند و گفتند: يا رسول اللّه ! ناجى كه خواهند بود؟ گفت: «ابشروا و قاربوا و سدّدوا؛ با مژده باشيد و با مردم نزديك باشيد و با سداد باشيد كه با شما دو خلق هستند كه ايشان را كثرتى عظيم است».
آن گه گفت: «من اميدوارم كه ربع اهل بهشت شما باشيد».
ايشان تكبير كردند و شكرگزاردند.
آن گه گفت: «اميدوارم كه دو بهر از اهل بهشت شماييد».
آن گه گفت: «جمله اهل بهشت صد و بيست صف باشند: هشتاد صف امّت من باشند و مسلمانان در جنب كافران چنان باشند كه خالى بر پهلوى شترى يا موى سياه بر گاو سفيد».
آن گه گفت: «از امّت من هفتاد هزار به بهشت روند بى شمار».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۳، ص ۵۸۱)
۱۳۳۶.ابو هريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه او گفت«چون حميم به سر ايشان فرود ريزند، به مغز ايشان فرو شوند تا به پهلو و به شكم ايشان رسد. امعاء و احشاى