تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ١١٥
۳۴۱.عَلَيكُم بِهذِهِ الشَّجَرَةِ المُبارَكَةِ، زَيتِ الزَّيتُونِ فَتَداوَوا بِه فَإِنَّهُ مَصحَّةُ مِنَ النّا صُورِ.
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۴، ص ۴۳؛ جامع الصغير، ج ۱، ص ۵۶)
۳۴۲.عَلَى اليَدِ ما أَخَذَت حَتّى تُؤَدِّيَهُ.
ترجمه: بر دست واجب است آنچه باز گرفت تا با جايگاه خود دهد.
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۱، ص ۷۸۴؛ جامع الصغير، ج ۲، ص ۶۰؛ كنوز الحقائق، ص ۸۱)
۳۴۳.أَلعَينُ لَتُدخِلُ الرَّجُلَ أَلقَبرَ وَالجَملَ القِدرَ.
[ ترجمه: چشم، مرد را در گور مى كند و شتر را در ديگ.]
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۵، ص ۳۸۳؛ جامع الصغير، ج ۲، ص ۶۰)
۳۴۴.أَلغَلُولُ مِن جَمرِ جَهَنَّمَ.
ترجمه: خيانت كننده از انگشت دوزخ باشد.
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۱، ص ۶۷۸؛ كنوز الحقائق، ج ۲، ص ۲۷)
۳۴۵.فاطِمَةُ بِضعَةٌ مِنِّي مَن آذَاها فَقَد آذَانِي.
ترجمه: فاطمه پاره اندام من است هر كه او را بيازارد مرا آزرده باشد.
(تفسير ابوالفتوح رازى [٥] ، ج ۱، ص ۵۶۰ و ۵۶۱؛ كنوز الحقائق، ج ۲، ص ۲۸ ـ با تغييرى)
۳۴۶.فَالتَمِسُوها فِي العُشرِ الآخَرِ. [٦]
ترجمه: [شب قدر را] در دهه آخر طلب بايد كردن.
(تفسير ابوالفتوح رازى [٧] ، ج ۵، ص ۵۵۹)
۳۴۷.أَلفِرارُ مِمّا لا يُطاقُ مِن سُنَنِ المُرسَلِينَ.