تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣١٧
۱۱۴۶.ابو هريره گفت كه رسول عليه السلام گفت:باشد، به از دونده باشد». يكى از جمله اصحاب رسول عليه السلام گفت: يا رسول اللّه ! اگر اين فتنه مرا دريابد و من در تاختن باشم. گفت: تاختن مكن با رفتن آى. گفت: اگر در رفتن باشم. گفت: بايست. گفت: اگر ايستاده باشم. گفت: بنشين. گفت: اگر نشسته باشم. گفت: دستها با خويشتن گير و نگاه دار كه بنده مظلوم باشى، به از آن باشد كه بنده ظالم باشى».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۲، ص ۵۲۴)
۱۱۴۷.حذيفة بن اليمان گفت كه رسول عليه السلام گفت كه:«فتنه اى بيايد كه چون پاره هاى شب تاريك كه در او هلاك شود. هر شجاعى سخت و هر سوارى نيك تاز و هر خطيبى فصيح».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۲، ص ۵۲۴)
۱۱۴۸.راوى خبر گويد طلحة بن عبيداللّه كه رسول عليه السل«هيچ روز شيطان از آن ذليل تر و عاجزتر نباشد كه روز عرفه و آن براى آن بود كه رحمت بى قياس بيند كه به گناهكاران امّت من فرود مى آيد، الاّ روز بدر كه چون در نگريد، جبرئيل را ديد كه در پيش فرشتگان عليهم السلام مى آمد، آن روز به غايت ذليل شد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۲، ص ۵۳۹)
۱۱۴۹.عبداللّه عباس گفت رسول عليه السلام گفت:«خداى تعالى مرا پنج چيز داد كه هيچ پيغمبر را پيش از من نداد: زمين به مسجد و طهور من كرد تا هر كجا رسم نماز كنم، و هر گه كه آب نيابم. به خاك تيمّم كنم، و هيچ پيغمبر را روا نبود نماز مگر در محرابش و مرا ترس دادند در دلهاى دشمنان تا هر كجا كه مى روم يك ماهه راه ترس من از پيش مى شود. ديگر آنكه خداى تعالى پيغمبران را به خاصه و قوم خود فرستاد، جز من كه مرا به جنّ و انس فرستاد و پيغمبران ديگر خمس از مال خود جدا كردند تا آتش بيامدى و بخوردى آن را و مرا فرمودند كه بر قوم خود قسمت كنم. پنجم هر