تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤١٠
۱۳۸۴.عبداللّه مسعود گفت:گفتم: پس كدام؟
گفت: «آنكه فرزندان را بكشد ترس درويشى را تا آنكه با او طعام خورد».
گفتم: پس كدام؟
گفت: «آنكه با زن همسايه، زنا كند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۴، ص ۱۰۷)
۱۳۸۵.لقمان بن عامر گفت:ابو امامة الباهلى را گفتم: مرا حديثى گوى كه از رسول عليه السلام شنيده باشى. گفت: از رسول عليه السلام شنيدم كه گفت: «اگر سنگى گران از كنار دوزخ در دوزخ اندازند، به هفتاد سال به قعر دوزخ نرسد، امّا در اين مدّت بغى و آثام رسد».
گفتيم: يا رسول اللّه غىّ و آثام چه باشد؟
گفت: «آنكه خداى مى گويد: «فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا» [٢] «يَلْقَ أَثاماً» [٣] ».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۴، ص ۱۰۷)
۱۳۸۶.ابو هريره گفت كه رسول عليه السلام گفت:«فرداى قيامت، جماعتى گنهكاران تمنا كنند كه كاش گناهان بيشتر كرده بودندى». ما گفتيم: يا رسول اللّه : ايشان كه باشند؟
گفت: «آنان كه سيّئات ايشان به حسنات بدل كنند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٥] ، ج ۴، ص ۱۰۸)
۱۳۸۷.ابوذر روايت كرده از رسول خدا عليه السلام كه او گف«فرداى قيامت بنده را در عرصه قيامت آرند و صحيفه او به دست او دهند و در آن صحيفه گناهان صغيره باشد. او مى خواند و از كبيره مى ترسد. چون فرو خواند و كباير بينند، گويد مرا گناهى هست كه نمى بينم اينجا. گويند او را، خداى به حسنات بدل كرد».
گفت: رسول اين حديث مى كرد و به خرّمى خنديد؛ چنان كه دندان هاى او