تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٠٥
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۴، ص ۳۵ ـ ۳۶)
۱۳۶۵.عايشه گفت:دختركى انصارى در حجره من بود و من او را مى پروردم. او را به شوهرى دادم. آن شب كه به خانه شوهر شد در همسايگى ما، رسول عليه السلامگفت: «چرا هيچ آوازى نيست اينجا و شعرى نمى خوانند كه انصاريان را اين عادت باشد و دوست دارند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۴، ص ۳۶)
۱۳۶۶.در خبر است كه مردى به خدمت رسول عليه السلام آمد ويا رسول! درويشم. گفت: «برو زن بكن».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۴، ص ۳۷)
۱۳۶۷.ابوهريره روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«سه كس آنان اند كه بر خداى واجب است كه ايشان را يارى دهد. مردى كه در سبيل خداى بيرون آيد؛ يعنى به هجرت يا جهاد، و مردى كه زنى بكند تا خداى او را مستغنى بكند، و غلامى كه مكاتبه خواهد از خواجه و نيّت اداء كند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۴، ص ۳۸)
۱۳۶۸.ابوهريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه او گفت:«هيچ كس نباشد كه بامداد و شبانگاه به مسجد رود و مسجد بگزيند بر جاهاى ديگر، الاّ او را به نزديك خداى تعالى نزل معدّ و به جارده باشد در بهشت؛ چنان كه يكى از ما به نزديك دوستى شود به زيارت، نه او اجتهاد كند در كرامت او».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٥] ، ج ۴، ص ۴۵)
۱۳۶۹.سهل بن السّعد الساعدى روايت كرد از رسول عليه السل«هر كه بامداد و شبانگاه به مسجد شود تا علمى آموزد از كسى يا كسى را علمى در آموزد، ثواب او ثواب مجاهدان باشد در سبيل خداى كه جهاد كنند و غنيمت بردارند. و هر كس كه نه براى اين به مسجد شود، همچنان باشد كه به نظاره كارى شود و بيند آن چيز را و از آن نصيبى نيابد نمازكنان را بيند و از ايشان نباشد و ذاكران را بيند و از ايشان