تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٢٨
۱۱۸۳.مانع الاصبحى گفت:تو جهاد كردم تا مرا بكشتند. گويد كردى و ليكن نه براى من كردى؛ براى آن كردى تا مردمان گويند فلان شجاع است، تو كردى و ايشان گفتند. تو را پيش من نصيبى نيست. آنگه بفرمايد تا هر سه را به دوزخ برند».
آنگه دست بر زانوى من زد رسول عليه السلام گفت: «يا ابا هريره! اينان اوّل كس باشند كه خداى تعالى دوزخ به ايشان بتابد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۳، ص ۶۰)
۱۱۸۴.سعيد جبير روايت كند از ابو موسى الاشعرى كه او گفت«هيچ جهود و ترسا نباشد كه نام من بشنود و به من ايمان نياورد و الاّ جاى او دوزخ بود».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۳، ص ۶۵)
۱۱۸۵.رسول عليه السلام گفت:«نوح در قوم هزار سال كم پنجاه سال مقام كرد و قوم را با خداى خواند به آخر كار خداى تعالى فرمود تا درختى بكشت و آن درخت بزرگ شد و سطبر گشت. حق تعالى فرمود او را تا آن ببريد و از آن كشتى ساخت و ايشان بر او مى گذشتند و مى گفتند نوح خانه مى سازد براى زمستان تا سردش نباشد و يكى مى گفت نهانخانه مى سازد و يكى مى گفت انبارخانه مى سازد و مى گفتند تا بدانيد كه اين مرد ديوانه است كشتى مى سازد بر زمين ساده اينجا دريايى نيست، كشتى چگونه خواهد رفت!».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۳، ص ۷۰)
۱۱۸۶.در خبر است كه رسول عليه السلام گفت:«نوح عليه السلام اوّل روز رجب در كشتى نشست».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۳، ص ۷۴)
۱۱۸۷.روايت كرده اند كه رسول عليه السلام گفت:«جبرئيل را خداى تعالى به اوصاف صفت كرد، فى قوله: «ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ * مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» [٥] . مرا خبر ده از قوّت خود و تمكين و طاعت خود و از امانت خود.