تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٦٧
۱۲۵۵.حذيفه گفت:آنجا برد و ايشان در دست او صد سال بماندند. ايشان را بندگى مى داشت و بخت نصر و لشكرش گبر بودند و در ميان اين بنى اسرائيل، بعضى صالحان و پيغمبرزادگان بودند. خداى تعالى بر زبان بعضى پيغمبران امر كرد به پادشاهى از پادشاهان پارس نام او كوروش و او مردى بود مؤمن كه برو و بنى اسرائيل را از دست بخت نصر بستان و حلّى بيت المقدس از او بستان و باز جاى خود بر او برفت و با بخت نصر كارزار كرد و بنى اسرائيل را از دست او بستد و حلى بيت المقدس بازگرفت و باز جاى آورد و بنى اسرائيل پس از آن به چند سال بر طاعت و استقامت باستادند، بار دگر با سَرِ معصيت شدند. خداى تعالى پادشاهى را بر ايشان مسلّط كرد نام او انطنا حورس. به غزاى بنى اسرائيل آمد تا به بيت المقدس آمد و اهلش را به بردگى برد. بيت المقدس را بسوخت و ايشان را گفت: اى بنى اسرائيل! اگر با سر معصيت شويد، ما با شما بر سر غارت و سبى شويم. بنى اسرائيل باسر معصيت شدند. خداى تعالى پادشاهى را بر ايشان مسلّط كرد از روم، نام او فاقس بن اسايوش. بيامد و با ايشان كارزار كرد در برّ و بحر. بر ايشان غارت كرد و حلّى بيت المقدس بياورد و بيت المقدس را بسوخت».
آن گه رسول عليه السلام گفت: «مهدى در روزگار خود حلىِّ بيت المقدس با جايگاه فرمايد بردن در هزار و هفتصد كشتى و خداى تعالى خلق اوّلين و آخرين را در بيت المقدس جمع كند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۳، ص ۳۲۵ ـ ۳۲۶)
۱۲۵۶.عكرمه گفت از عبداللّه از رسول عليه السلام كه:«خداى تعالى چون چيزها بيافريد، از نور عرش دو آفتاب آفريد. اما آنكه در سابق علم او آن بود كه آن را محو خواهد كردن تا ماه شود و محو كند نور آن را دون آفتاب آفريد در جرم و براى آن ما كوچك مى بينيم آن را كه مسافتى سخت بعيد است و اگر خداى نور ماه بر حدّ نور آفتاب