تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٨
نسبت داده شود قولاً و فعلاً و تقريراً و صنعتاً.
و پاره اى گفته اند: و رؤيا، يعنى اگر در خواب هم از پيغمبر چيزى ديده شد، نقل او حديث باشد؛ حتّى حركات و سكنات آن حضرت، اگر در بيدارى نقل شود، حديث است.
پس حديث نسبت به سنّت اعمّ باشد. صاحب تلويح گويد: سنّت اعمّ از حديث و آن چيزى است كه از نبىّ صادر شده باشد غير از قرآن از جنس گفتار و آن را حديث يا كردار، يا تقرير نامند. و اينكه در ضمن تعريف سنّت، قيدِ قرآن كرده، براى احتراز از خودِ قرآن است؛ چه قرآن را در اصطلاح، حديث نگويند. [١] شاذّه و مشهوره....
حديث نبوى و قدسى [٢]
حديث نبوى آن چنان حديثى است كه مستقيماً از رسول صلى الله عليه و آله روايت شود. امّا حديث قدسى حديثى است كه پيغمبر آن را به واسطه جبرئيل از پروردگار خود روايت كرده است.
حبيبى در حاشيه تاريخ در ركن اوّل در بيان معنى قرآن گويد:
احاديث الهيّه احاديثى است كه حق «عزّ اسمه» آن را به سوى پيغمبر در شب معراج بر طريق وَحى فرستاده و آن احاديث به «اَسرار الوَحي» نام نهاده شده است.