تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٥٦٤
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۴، ص ۴۶۱)
۱۹۹۸.عامر بن ضَمْره روايت كرد از اميرالمؤمنين عليه السعامر بن ضَمْره روايت كرد از اميرالمؤمنين عليه السلام كه او را پرسيدند از اين آيت «سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ» [٢] ، گفت: «ايشان را به دَر بهشت برند و بر دَر بهشت درختى باشد كه از ساق آن درخت دو چشمه مى آيد. او را گويند از اين يك چشمه غسل كن. غسل كند. نضرة نعيم بر اندام او برود و اندامش پاكيزه و ناعم شود. پس از آن ديگر گَرد برو ننشيند و مويش كاليده نشود؛ چنان كه پندارى ايشان را به روغن اندوده اند. آن گه از چشمه ديگر آب دهند ايشان را تا آنچه در اندرون ايشان باشد از رنج و غلّ و غشّ و حقد و حسد بشويد. آن گه فرشتگان به استقبال ايشان آيند در بهشت و ايشان را گويند: «سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ» [٣] و غلامان هر يكى از ايشان بشتابند و گِرد او درآيند؛ چنان كه خويشان مشفق كنند با كسى كه از سفر درآيد و او را گويند بشارت باد تو را كه خداى تعالى اين براى تو بجارده است. آن گه يكى از غلامان بدوَد و زنان او را و حور العين را خبر دهد. ايشان به استقبال آيند تا به آستانه دَرِ سراى گويند: جفت تو فلانى بن فلانى آمده او به منزل خود رسد. او سريرها بينداز زر و سيم بافته و كوزها نهاده و بالشها به صف درنهاده و نهاليها آكنده در اساس آن بنيان كه نگرد به انواع جواهر كرده باشند از ياقوت سرخ و لؤلؤ سفيد و زمرّد سبز. آن گه تكيه زند بر سريرى از سريرهاى خود و به سقف آن سراى در نگرد. اگر نه آنستى كه خداى تعالى حكم كرده است كه كسى را در بهشت آفتى نرسد و الاّ او را عقل بر جاى نماندى از آنكه چشمش خيره بماند،