تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٥٦
[ ترجمه: بار خدايا پناه مى برم به تو از قلبى كه خاشع نشود و دانشى كه سود ندهد و شكمى كه سير نگردد و چشمى كه نگريد و دعائى كه شنيده نشود و نمازى كه بالا نرود.]
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۱، ص ۱۱؛ صحيح مسلم، ج ۲، ص ۳۱۶، ۳۱۷، ۳۲۰، ۳۱۳)
۸۱.أَلأَمانَةُ، تَجُرُّ الرِّزقَ وَالخِيانَةُ، تَجُرُّ الفَقرَ.
ترجمه: امانت، روزى آرد و خيانت، درويشى آرد.
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۱، ص ۵۸۹)
در جامع الصغير به جاى «تجرّ»، «تجلب» آمده. (جامع الصغير، ج ۱، ص ۱۰۷)
۸۲.أَمَّا ابنَتِي فاطِمَةُ فَإِنَّها سَيِّدَةُ نِساءِ العالَمِينَ مِنَ الأَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ وَهِيَ بِضعَةٌ مِنِّي وَهِيَ نُورُ عَينِي وَثَمَرَةُ فُؤادِي وَرُوحِيَ الَّتِي بَينَ جَنبيَّ وَهِيَ الحَوراءُ الإِنسِيَّةُ، مَتى تَقُومُ فِي مِحرابِها بَينَ يَدَي رَبِّها، يَزهَرُ نُورُها لِمَلائِكَةِ السَّماءِ كَما يَزهَرُ نُورُ الكَواكِبِ لِأَهلِ الأَرضِ يَقُولُ اللّه ُ لِمَلائِكَتِهِ، اُنظُرُوا إِلى أَمَتِي فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساءِ إِمائِي فَإِنَّها تَرتَعِدُ فَرائِصُها مِن خِيفَتِي وَقَدْ أَقبَلَتْ بِقَلبِها عَلى عِبادَتِي أُشهِدُكُم أنِّي قَد أَمَّنتُها وَشِيعَتَها مِنَ النّارِ.
ترجمه: دختر من فاطمه سيّده زنان عالم است، از اوّلينان و آخرينان و او پاره اى از من است و نور چشم من است و ميوه دل من است و جان من است از ميان پهلوهاى من و او حور است، جز آنكه انسى نسبت است از من. در محراب خود بايستد پيش خداى تعالى (جلّ جلاله) نور روى او فرشتگان را همچنان روشنايى دهد كه ستارگان آسمان اهل زمين را. خداى تعالى فرشتگان را گويد پرستار مرا ببينيد فاطمه را، سيّده زنان پرستاران من از پيش من ايستاده پهلوهاى او مى لرزد از ترس من و روى به عبادت من كرده است. شما را گواه مى كنم كه او را و شيعه او را از