تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٨٦
ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۵، ص ۴۷۸)
۱۷۰۸.نعمان بن بشير گفت:رسول صلى الله عليه و آله گفت در تفسير اين آيه كه: «هر قومى را با قرين خود مقرون كنند از آنان كه مانند عمل او كنند. صالح با صالح و فاجر با فاجر».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۵، ص ۴۸۰)
۱۷۰۹.عكرمه گفت از عبداللّه عباس كه رسول صلى الله عليه«من مى خواهم كه تو را ببينم بر آن هيكل كه در آسمان باشى». گفت: آن قوّت نبود تو را و طاقت ندارى. گفت: «على حال». گفت: اكنون كجا خواهى كه تو را بنمايم. گفت: «به ابطح». گفت: در نگنجم. گفت: «به مِنى». گفت: در نگنجم. گفت: «در عرفات». گفت: در نگنجم. گفت: «اگر لابدّ است، به كوه حراء». آن روز كه موعد ديدن جبرئيل عليه السلامبود، رسول صلى الله عليه و آله به كوه حرا رفت و بنشست. ناگاه جبرئيل آمد از كوههاى عرفات با هيبتى و جثّه و آوازى از خشخشه و جلجله، همه روى آسمان پوشيده از مشرق تا مغرب، سرش در آسمان و پاهايش در زمين. رسول صلى الله عليه و آله بيهوش افتاد. جبرئيل عليه السلام هم به آن صورت شد كه به عادت خويش پيش رسول آمدى و بيامد و بنشست و سَرِ رسول را صلى الله عليه و آله در كنار گرفت و رسول عليه السلام به هوش آمد. آن گه گفت: يا رسول اللّه صلى الله عليه و آله! تو را خلق من عظيم مى آيد؛ اگر ميكائيل را ببينى كه سَرِ او در زير عرش است و پايهاى او در زير هفتم زمين است و عرش با عظمت بر دوش او نهاده است و هر وقت از ترس خداى تعالى چنان متضايل و حقير شود كه گنجشكى، تا عرش خداى به نايستد، جز بر عظمت خداى تعالى».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۵، ص ۴۸۲ ـ ۴۸۳)
۱۷۱۰.روايت است از أُبَىِّ كعب كه رسول (عليه وآله افضل«هر كه