تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٦٩
۱۶۲۶.عبداللّه عباس گفت از رسول صلى الله عليه و آله شني«چون روز قيامت باشد، منادى ندا كند: خصمان خداى كجايند؟ قدَريان بر پاى خيزند با رويهاى سياه و چشمهاى ازرق، لبها و دهنهاى ايشان كج شده، آب از دهنهاى ايشان مى رود. گويند: و اللّه كه ما بدون تو معبودى نگرفتيم و خداى نپرستيديم بدون تو از آفتابى و ماهى و صنمى و وثنى».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۵، ص ۲۷۵)
۱۶۲۷.روايت است از عبداللّه عباس كه رسول صلى الله عليه«هر كه او سورة الحشر بخواند، هيچ بهشتى و دوزخى و عرش و كرسى و حجابى و آسمانى و زمينى و هوايى و بادى و مزرعى و درختى و جنبنده اى و ماهى و آفتابى و فرشته اى نبود، و الاّ بر او صلوات فرستند و اگر آن روز يا آن شب بميرد، شهيد باشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۵، ص ۲۷۷)
۱۶۲۸.رسول صلى الله عليه و آله گفت:«من و بنو المطلب متفرّق نشديم در جاهليّت، و اسلام و من و ايشان يكى ايم».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۵، ص ۲۸۶)
۱۶۲۹.شقيق بن مسلمة روايت كرد از عبداللّه مسعود كه گفت:رسول صلى الله عليه و آله يك شب نماز شام و خفتن بگزارد. مردى از ميان صف برخاست و گفت: معاشر المهاجرين و الانصار، مردى غريبم. و اين سؤال در نمازگاه رسول صلى الله عليه و آله مى كنم، مرا طعام دهيد. رسول صلى الله عليه و آله گفت: «يا دوست ذكر غريب مكن كه رگهاى دلم ببريدى. غريبان چهار است».
گفتند: يا رسول اللّه ! كدام اند ايشان؟
گفت: «مسجدى در ميان قوم كه در او نماز نكنند و مصحفى در دست قومى كه بدو قرآن نخوانند و عالمى در ميان قومى كه احوال او ندانند و تفقّد نكنند و اسيرى