تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٦٧
ج ۵، ص ۲۴۴)
۱۶۱۸.ابو سعيد خدرى روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آ«نزديك است كه قومى آيند كه اعمال شما را حقير دارند در جنب اعمال خود».
ما گفتيم: كيستند ايشان يا رسول اللّه ؟ قريش اند؟
گفت: «نه از ايشان دل تنگ تر باشند».
و اشارت كرد به يمن و گفت: «اهل يمن اند. الا انّ الايمان يمان و الحكمة يمانية».
گفتند: يا رسول اللّه ايشان بهترند از ما؟
گفت: «به آن خداى كه نفس من به فرمان اوست كه اگر يكى از ايشان به مانند كوهى از زر نفقه كنند، به پايه شما نرسند و نه نيمه آن». آن گه انگشتان به هم باز نهاد و انگشت كهترين برداشت و گفت: «اين چنين است فضل ميان ما و مردمان ديگر كه فضل اين انگشتان بر انگشت كهن».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۵، ص ۲۴۶)
۱۶۱۹.قتاده گفت:مرا روايت كردند از رسول صلى الله عليه و آله كه او گفت: «روز قيامت مرد باشد كه نور او چندان باشد كه از مدينه تا به عدن و صنعاى يمن تابد و كم از آن تا چندانى بود كه جاى قدم خود را بيند و بس؛ و مؤمن بود كه او را چندانى نور بود كه آتش دوزخ را بنشاند و تاب ببرد تا آنجا كه بر صراط مى گذرد و از دوزخ آواز مى آيد: جُز با مؤمن».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۵، ص ۲۴۷)
۱۶۲۰.انس مالك روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله يك«دانيد تا اين چيست». گفتند: نه. گفت: «اين مثل فرزند آدم است و آرزوهاى او و آن خطّ ديگر اميد است؛ چنان كه او در ميان آرزوها و اميد