تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٤٠
۱۵۰۵.ابو هريره روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گ«جدال در قرآن كفر باشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۴، ص ۵۰۹)
۱۵۰۶.شهر بن حوشب گفت از عبداللّه عباس كه رسول صلى الله«تفكّر مكنيد در عظمت خداى و ليكن تفكّر كنيد در خلق خداى كه خداى تعالى فرشته اى را آفريده است، زاويه اى از زواياى عرش بر دوش اوست و پايهاى او در زير هفتمين زمين است و سَر او بالاى هفتم است و از هيبت خداى تعالى چنان حقير شود به مانند مرغكى كوچك».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۴، ص ۵۱۰)
۱۵۰۷.محمد بن المنكدر گفت از جابر بن عبداللّه انصارى كه«مرا دستورى دادند كه باز گويم از فرشته از جمله حاملان عرش كه از گوش تا به دوش او هفتصد ساله راه است».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۴، ص ۵۱۰)
۱۵۰۸.سعيد جبير روايت كرد از ابو الحمراء، خادم رسول صلىاز رسول شنيدم كه گفت: «شب معراج كه مرا به آسمان بردند، بر ساق عرش ديدم نوشته: لا اله الاّ اللّه محمدٌ رسول اللّه ايّدته بعلىّ ونصرته به».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۴، ص ۵۱۱)
۱۵۰۹.در خبر آمد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«مرده در گور خفيق نعل آنان كه از جنازه او باز مى گردند بشنود و آن كسى كه دست بر خاك او نهد براى زيارت، چون دست بر هم نهد و بيفشارند، بشنود».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٥] ، ج ۴، ص ۵۱۳)
۱۵۱۰.و حديث فاطمه بنت اسد (رضى اللّه عنها) و آن گه حضر«ابنك ابنك ابنك».
صحابه پرسيدند كه اين چه بود كه گفتى؟
گفت: «بدانيد كه در اين حال كه خاك بر او راست كردند، خداى تعالى او را زنده كرد. فرشتگان سؤال آمدند و او را از خداى پرسيدند. جواب به صواب داد و از رسول پرسيدند. جواب به صواب داد و از امامش پرسيدند، فرو ماند. منش تلقين كردم و گفتم: پسر تو است سه بار».