تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٠٤
۱۳۶۰.عكاف بن وادعة الهلالى گفت:گفتم يا رسول اللّه ! زنى ده مرا پيش از آنكه از اينجا برخيزم.
گفت: «به تو دادم كريمه بنت كلثوم الحميرى را».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۴، ص ۳۵)
۱۳۶۱.عبداللّه مسعود روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«چون بر امّت من صد و هشتاد سال بگذرد از هجرت من، روا بود كه اختيار غربت و عزلت كنند و بر سر كوهها عبادت كنند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۴، ص ۳۵)
۱۳۶۲.رسول عليه السلام فرمود:«چون يكى از شما زن خواهد، بايد تا از مويش بپرسند؛ چنان كه از رويش كه موى احدى الجمالين است. از دو نيكويى، يكى است».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۴، ص ۳۵)
۱۳۶۳.عايشه روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت كه:«نكاح آشكارا كنيد و در مسجدها كنيد و در وقت زفاف رواست تا دف زنيد و وليمه بكنيد و اگر همه به گوسفندى باشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۴، ص ۳۵)
۱۳۶۴.معاذ جبل گفت:يا رسول اللّه عليه السلام حاضر بودم به گواه گيران. مردى انصارى را عقد ببست. آن گه گفت: على الالفة والخير والطير الميمون؛ بر الفت باد و خير و فال خجسته. آن گه گفت: نثارى كنيد بر سر صاحبان. آن گه سبدها بياوردند درو ميوه، در بعضى سكّر. رسول عليه السلام بفرمود تا بريختند آنجا و از صحابه كس دست برو ننهاد.
رسول عليه السلام گفت: «چه نيكو است حلم چيزى برنمى گيرد و نمى رباييد».
گفتند: يا رسول اللّه ! نه ما را نهى كردى فلان روز از نهب؟
گفت: «بلى شما را نهى كردم از نهب لشكر، و نهى نكردم از نهب و لايم».
آن گه در افتادند آن ميوه و سكّر مى ربودند و رسول عليه السلام هم با ايشان مى ربود.