تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٨٢
۱۲۹۲.در خبر است كه عايشه گفت:گفت وا سوأَتاه. رسول عليه السلام گفت: «روز قيامت هر كس را چندان در پيش باشد از اهوال قيامت كه ندانند كه مرد كدام است و زن كدام».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۳، ص ۴۲۸)
۱۲۹۳.عبداللّه عباس روايت كرد از أُبَىِّ كعب كه رسول (ص«چون به صخره رسيدند (مراد موسى عليه السلام و جوان است كه ساز سفر كردند) سر بر نهادند و بخفتند. ماهى در زنبيل بجنبيد. موسى خفته بود و جوان بيدار بود مى نگريد تا ماهى شور بريان كرده از زنبيل برآمد و در دريا رفت و چندان كه در آب مى رفت مانند طاقى پيدا مى شد؛ چنان كه سرب باشد. چون موسى از خواب برخاست، جوان فراموش كرد كه موسى را بگويد از اينجا برخاستند و برفتند. آن روز و آن شب برفتند تا بر دگر روزگار چاشتگاه موسى عليه السلام مانده بود و گرسنه شده گفت: آتنا غَدائنا. او را به حديث موسى حديث ماهى و رفتن او در دريا ياد آمد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۳، ص ۴۳۶)
۱۲۹۴.ابوهريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه:«او را براى آن خضر خواندند كه او بر پوستين سفيد نشست در زير او سبز شد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣]
، ج ۳، ص ۴۳۷)
۱۲۹۵.سعيد جبير عن الحكم بن عينيه عن اصم عن ابراهيم التمن در رديف رسول عليه السلام بودم. وقت آفتاب فرو شدن، مرا گفت: «يا اباذر! دانى تا اين آفتاب كجا فرو مى شود؟»
گفتم: اللّه و رسوله اعلم.
گفت: «تغرب في عين حامئة؛ به چشمه گرم فرو مى شود».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۳، ص ۴۴۶)