تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٥٥
۱۲۵۳.دو روايت سليمان اعمش و عطاء بن السّائب از اميرالمعبادت من باشد. خداى تعالى گفت: مرا بنده اى است كه تسبيح و عبادت او و ثواب تسبيح او، بيش از تسبيح و ثواب تو است. گفت: بار خدايا! دستور باشد تا من به زمين روم و او را بينم. حق تعالى او را دستورى داد. او بيامد بر اين بنده موكّل بود سه شبانه روز او را يافت كه جز فرايض نمى گذارد، جز كه در تعقيب فرايض كلماتى مى گفت. گفت: بار خدايا! من نمى بينم كه او عبادت كلان مى كند. گفت: بلى او در عقب نماز كلماتى مى گويد كه آن بليغ تر از تسبيح تو است و آن كلمات اين است:
سُبْحانَ للّه ِِ سَبَّحَ اللّه َ شَى ءٌ وَكَما يُحِبُّ اللّه ُ أَنْ يُسَبَّحَ وَكَما هُوَ أَهْلُهُ وَكَما يَنْبَغِىْ لِكَرَمِ وَجْهِهِ وَعَزَّ جَلالُهُ وَالحَمْدُ للّه ِِ كُلَّما حَمدَ اللّه َ شَى ءٌ وَكَما يُحِبُّ اللّه ُ اَنْ يُحْمَدَ وَكَما هُوَ أهْلُهُ وَكَما يَنْبَغِىْ لِكَرَمِ وَجْهِهِ وَعِزِّ جَلالِهِ وَلا اِلهَ اِلاّ اللّه َ كُلَّما هَلَّلَ اللّه َ شَىْ ءٍ وَكَما يُحِبُّ اللّه ُ اَنْ يُهَلَّلَ وَكَما هُوَ أَهْلُهُ وَكَما يَنْبَغِىْ لِكَرَمِ وَجْهِهِ وَعِزِّ جَلالِهِ واللّه ُ أَكْبَرُ كُلَّما كَبَّرَ اللّه َ شَى ءٌ وَكَما يُحِبُّ اللّه ُ أَنْ يُكَبَّرَ وَكَما هُوَ أَهْلُهُ وَكَما يَنْبَغِىْ لِكَرَمِ وَجْهِهِ وَعِزِّ جَلالِهِ.
اين كلمات در باب تسبيح و تهليل از گفتار و تسبيح تو بليغ تر است. رجعنا الى سياقة الحديث. از آنجا بگذشتيم، برسيديم به مردى تمام خلق نيكو صورت. در او هيچ ضعفى و نقصانى نبود؛ چنان كه در مردمان تمام سال باشد. بر دست راست او درى بود، از آنجا بوى خوش مى دميد و بر دست چپ او درى بود، از آنجا بوى كريه مى آمد. هر گه كه با دست راست نگريدى به آن در، شادمان شدى و بخنديدى. چون با دست چپ نگريدى، دلتنگ شدى و بگريستى. گفتم: اى جبرئيل! اين كيست؟ گفت: اين پدر تو است آدم و اين دَر كه بر راست اوست، در بهشت است و آن در كه در چپ اوست، در دوزخ است. چون بنگرد از فرزندان او يكى را به بهشت آرند، شادمانه شود و بخندد و چون بيند كه از فرزندان او يكى را به دوزخ برند، دلتنگ شود و بگريد. گفت: از آنجا برفتم تا به آسمان دوم. جبرئيل عليه السلام گفت: در