تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٥١
۱۲۵۳.دو روايت سليمان اعمش و عطاء بن السّائب از اميرالمحق داد دهند. آن گه داوود بر خدا ثنا گفت. گفت: سپاس آن خدا را كه مرا ملك عظيم داد و مرا زبور بياموخت و آهن را نرم كرد بر دست من و كوهها را مسخّر من كرد تا با من تسبيح كردند و مرا حكمت داد و فصل الخطاب. آن گه سليمان بر خدا ثنا گفت و گفت: سپاس آن خدا را كه باد را مسخّر من كرد و شياطين را در فرمان من كرد تا براى من محاريب و تماثيل كردند و منطق الطير مرا بياموخت و مرا بداد هر فضلى و مرا ملكى داد كه كس را از پَسِ من نباشد. آن گه عيسى عليه السلام بر خدا ثنا گفت: سپاس آن خداى را كه مرا كلمتى كرد از او و مثَل من چون مثَل آدم كرد كه او را از خاك بيافريد و مرا كتاب و حكمت بياموخت و تورات و انجيل، و در دست من مرده زنده كرد و اكمه و ابرص را به دعاى من شفا داد و مرا رفع كرد و پاك كرد و مرا و مادرم را پناه داد از شيطان رجيم. آن گه من گفتم: شما همه بر خدا ثنا گفتيد و من نيز بر خدا ثنا گويم به احسانى كه با من كرد. سپاس خدا را كه مرا به رحمت جهانيان كرد و مرا به كافة الناس فرستاد به بشارت و انذار؛ و قرآن بر من انزله كرد كه در او بيان همه چيزى كرده و امّت مرا بهترين امّتان كرد و امّت مرا امّت وسط كرد و امّت مرا اوّلينان و آخرينان كرد و مرا شرح صدر كرد و بار گران از من فرو نهاد و ذكر من رفيع كرد و مرا به فاتح و خاتم كرد. ابراهيم عليه السلام گفت: فبهذا فضّلكم؛ محمّد به اين بر شما فزون آمد. آن گه سه اناء بياوردند، سر پوشيده: يكى را آب بود، و يكى را شير، و يكى را مى. من اناى آب بستدم و باز خوردم اندكى، و اناى شير بسندم و تمام باز خوردم. چون خمر عرض كردند، من گفتم: مرا حاجت نيست كه من سيراب شدم. مرا گفت: اين بر امّت تو حرام خواهند كردن. مرا گفتند: اگر آب بسيار مى خوردى امّت تو به غرق مبتلا مى شدند و اگر خمر مى خوردى امّت تو به خمر مولع مى شدند و اجتناب نمى كردند. آن گه جبرئيل عليه السلام دست من بگرفت و مرا به نزديك آن سنگ برد كه پايه معراج بر او نهاده بود و آن صخره بيت المقدس. پاى معراج برآن سنگ بود و بالاى آن به آسمان پيوسته بر صفتى كه از آن نكوتر هيچ نديده