تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٤٠
۱۲۳۱.ابن ابى رياح روايت كند، و او از جمله صحابه است، ك«چرا مى خنديد؟» و بگذشت. چون به نزديك سنگ سياه رسيد باز گرديد و گفت: «جبرئيل آمد اين ساعت و گفت خداى مى گويد چرا بندگان مرا نوميد مى كنى و اين آيه آورد: «نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» [١] ».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۳، ص ۲۴۴)
۱۲۳۲.قتاده گفت:ما را روايت كردند از رسول صلى الله عليه و آله كه او گفت: «اگر بندگان قدر عفو خداى بدانند، هيچ كس از هيچ حرام نپرهيزد و اگر مقدار عذاب او بدانند، خويشتن در عبادت هلاك كنند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۳، ص ۲۴۴)
۱۲۳۳.جابر بن عبداللّه انصارى و عبداللّه عمر گفتند ما ب«در سراى اين ظالمان مشويد، الاّ گريان، ترس آن را كه نبايد به شما رسد آنچه به ايشان رسيد».
آن گه گفت: «آن قوم صالح بودند خداى تعالى همه را هلاك كرد، الاّ يك مرد كه او در حرم خداى بود كه به حرمت حرم او را هلاك نكردند».
گفتند: يا رسول اللّه او چه مردى بود؟ گفت: نام او ابو زغال بود. آن گه رسول بانگ بر ناقه زد و او را بجنبانيد و سبك از آنجا برفت.
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۳، ص ۲۴۷ ـ ۲۴۸)
۱۲۳۴.ابوهريره روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گف«الحمد للّه رب العالمين هفت آيت است. يك آيت از آن آيات بسم اللّه الرحمن الرحيم است و آن سبع المثانى و امّ القرآن است و فاتحة الكتاب است».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٥] ، ج ۳، ص ۲۴۸)