تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣١٨
۱۱۴۹.عبداللّه عباس گفت رسول عليه السلام گفت:پيغمبرى را مرادى بدادند و حاجت من شفاعت من كردند ذخيره براى امّت من».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۲، ص ۵۴۸)
۱۱۵۰.راوى خبر گويد كه رسول عليه السلام گفت:«قرآن بر من آيه آيه آمد. سورة التوبه و سورة الانعام كه جمله فرود آمد و با هر يكى هفتاد هزار فرشته بودند، مى گفتند: بگو يا محمد تا وصيّت خبر كنند به صورتى كه در او نسبت خداست؛ يعنى سوره اخلاص».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۲، ص ۵۵۲)
۱۱۵۱.عطا گفت مردى را پيش رسول عليه السلام آوردند اسير،«اسلام آور يا خويشتن را باز خر يا تو را بكشند يا آزادت كنند».
گفت: يا محمّد! اگر بكشى، مرد بزرگ را كشته باشى و اگر فدا ستانى، بزرگى را فدا ستاده باشى و اگر آزاد كنى، همچنين. و امّا اسلام نخواهم.
رسول عليه السلام گفت: «برو كه آزادت كردم».
او چون اين بشنيد گفت: أَشهد أَن لا إِله إِلاّ اللّه وأَنّك رسولُ اللّه ؛ كرم تو دليل مى كند كه تو پيغمبرى خداى را، و برخاست و با يمامه شد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۲، ص ۵۵۸)
۱۱۵۲.انس گفت رسول عليه السلام گفت:«هر كس كه برده اى دارد كه آبستن است، با او نزديكى نكند و هر چه آبستن نيست، خويشتن از او دور دارند تا آنگه كه استبرا كند او را به حيض».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۲، ص ۵۷۱)
۱۱۵۳.ابو سلمه روايت كرد از عايشه كه گفت رسول عليه السل«روزگار به سر نشود