تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣١٦
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۲، ص ۵۱۵)
۱۱۴۳.خياب بن الأَرَتّ گفت:ما پيغمبر را گفتيم: يا رسول اللّه ! براى ما از خدا فتح نخواهى؟
روى رسول عليه السلام سرخ شد و گفت: «آنان كه پيش از شما بودند ايشان را انواع عذاب كردند و به دست اره دو نيم كردند و از دين خود نگشتند و اعضاى ايشان مفصل مى كردند، از دين خود برنگشتند. آنگه چنان شد كه سوارى از صنعا به حضر موت آمدى، از كس نترسيدى، مگر از خداى تعالى و گوسفند از گرگ نترسيدى، شما را تعجيل است به فتح و نصرت».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۲، ص ۵۲۱)
۱۱۴۴.رسول عليه السلام برخاست تا برون شود، چون به دَرِيا رسول اللّه ! آنچه مرا وعده دادى، گفت: در نماز چه خواندى؟ گفت: فاتحة الكتاب.
گفت: «به آن خداى كه جان من به امر اوست كه مثل اين سوره در تورات و انجيل و زبور و قرآن نفرستادند و آن سبع المثانى است و خداى تعالى جز به من نداده است».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۲، ص ۵۲۲)
۱۱۴۵.حذيفة بن اليمان گفت از رسول عليه السلام شنيدم كه«گروهى از اصحاب من از پس من چيزها مى گفتند كه باشد كه خدا بيامرزد ايشان را آن به صحبت من و جماعتى بر آن كار كنند و بر آن بروند و به دوزخ شوند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۲، ص ۵۲۴)
۱۱۴۶.ابو هريره گفت كه رسول عليه السلام گفت:«قيامت برنخيزد تا فتنه پيدا نشود عمياء مظلمه كور تاريك كه آن كس كه در آن فتنه خفته باشد، به از آن باشد كه نشسته باشد و نشسته چه به باشد كه ايستاده و آنكه ايستاده باشد، به از رونده باشد و آنكه رونده