تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٠٩
۱۱۲۱.مقاتل بن حيان روايت كرد از عكرمه از عبداللّه عبّاهم دوزند؛ چنان كه هيچ شكافى نباشد آنجا. چون آن در ببستند، پس از آن قبول توبه هيچ تائب نباشد و پس از آن هيچ كافر را ايمان سود ندارد و هيچ مؤمن را طاعت سود ندارد، الاّ آنچه پيش از آن كرده باشند».
أُبَىِّ كعب گفت: يا رسول اللّه ! احوال آفتاب و ماه و احوال مردمان آن روزگار چگونه بود؟ گفت: «يا ابى! خداى تعالى نور به آفتاب و ماه دهد تا برمى آيند و فرو مى شوند بر عادت! چنان كه امروز هست و مردمان بعضى با سر كارها روند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۲، ص ۳۶۰ ـ ۳۶۱)
۱۱۲۲.رسول عليه السلام گفت:«قيامت برنخيزد تا پيش از آن ده علامت پيدا نشود: دو دابّة الارض و خسفى به مشرق و خسفى به مغرب و خسفى به جزيره عرب و دجّال و يأجوج و مأجوج و آتشى كه از قعر عدن برآيد و نزول عيسى عليه السلام از آسمان و برآمدن آفتاب از مغرب».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۲، ص ۳۶۱)
۱۱۲۳.در خبرى هست كه رسول عليه السلام را پرسيدند از ميا«چندانى كه مردى اسبى به ماديانى افكنده كرّه بيارد، هنوز كرّه آنجا نرسيده باشد كه بر توان نشستن».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۲، ص ۳۶۱)
۱۱۲۴.قتاده گفت در اين آيه ما را روايت كردند از رسول عل«اعمال شش است: موجبه است و موجبه و مضاعفه است و مضاعفه و مثل است و مثل. امّا آن دو عمل كه موجب اند: هر كه او با پيش خداى رود و به خداى شرك نياورده باشد لابد به بهشت شود و هر كه با پيش خداى شود با شرك لابد به دوزخ شود. فامّا آن دو عمل كه مضاعف شوند: نفقه مرد است بر اهلش، يكى را ده عوض دهند او را و