تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٠٧
آنگه گفت: «خداى تعالى لطف نكند با چنين كافران بر كفر مُصر و نيز راه ننمايد ايشان را به بهشت و ثواب؛ براى آنكه ايشان مستحقّ عقاب دائم باشند». (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۳۴۸)
۱۱۲۰.عبدالرحمن الاعرج روايت كرد از ابو هريره كه رسول ع«قيامت برنخيزد تا آفتاب از مغرب برنيايد. چون آفتاب از مغرب برآيد و مردمان به بينند هيچ كس نماند و هيچ كس نبود كه ايمان نيارد و ليكن ايمانش سود ندارد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۲، ص ۳۶۰)
۱۱۲۱.مقاتل بن حيان روايت كرد از عكرمه از عبداللّه عبّا«هر شب كه آفتاب فرو شود آن را به آسمان هفتم برند در سرعت آنكه فرشتگان پرند و در زير عرش بدارند چون وقت طلوعش نزديك رسد، دستورى خواهد، گويد: بار خدايا! چه فرمايى از مشرق برآيم يا از مغرب. همچنين باشد تا آن وقت كه خداى زده است براى قبول توبه بندگان كه از آن وقت در گذشت، آن اعلام قبول توبه نباشد و آن آنگه باشد كه معاصى در زمين بسيار شده باشد و معروف منكر شود، كس به او امر نكند و منكر فاش شود، كسى از او نهى نكند. چون چنين باشد، آفتاب بر عادت چون به زير عرش آيد و مقدار ساعات شب بگذرد از خداى تعالى دستورى خواهد، گويد: بار خدايا! چه فرمايى از مشرق برآيم يا از مغرب؟ هيچ جواب ندهد او را. آنگه ساعتى باشد، ماه را بر آفتاب آرند و باز دارند دگر باره به يك جاى دستورى خواهند، جواب ندهند آن را تا مقدار سه شبانه روز بگذرد. طول آن شب كس نداند، مگر آنان كه عادت دارند كه به نماز شب برخيزند و آن گروه اندك باشند در آن روزگار پوشيده و خوار و مهين. آن شب بر عادت بخسبند، چون به وقت نماز رسد، برخيزند و نماز شب بكنند و در آسمان نگرند تا صبح برآيد.